X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
دوشنبه 2 دی‌ماه سال 1392

تو از یادم نمیروی-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان

برهنه به بستر بی‌کسی مُردن، تو از یادم نمی‌روی
خاموش به رساترین شیونِ آدمی، تو از یادم نمی‌روی
گریبانی برای دریدنِ این بغضِ بی‌قرار، تو از یادم نمی‌روی
سفری ساده از تمامِ دوستتْ دارمِ تنهایی،
تو از یادم نمی‌روی
سوزَنریزِ بی‌امانِ باران، بر پیچک و ارغوان،
تو از یادم نمی‌روی

تو ... تو با من چه کرده‌ای که از یادم نمی‌روی؟!





دانلود با لینک مستقیم




برچسب‌ها: سید علی صالحی، شعر نو
نظرات (6)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
دوشنبه 2 دی‌ماه سال 1392 ساعت 18:31
+ .!
تو از یادم نمی‌روی
تو ... تو با من چه کرده‌ای که از یادم نمی‌روی؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
پنج‌شنبه 5 دی‌ماه سال 1392 ساعت 01:57
+ نازنین
سلام
آنقدر زیباست و آرامبخش که نیاز به هیچ نظری ندارد.ممنون که صدای زیبایتان را در کنار اشعاری زیبا به دیگران هدیه میکنید.سپاسگزارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنون
شنبه 7 دی‌ماه سال 1392 ساعت 10:54
+ فرح ناز
گرم و زلال و جاری و در یک کلام : زیبا

سرفراز بمانید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم
چهارشنبه 11 دی‌ماه سال 1392 ساعت 21:03
+ nariman
درود بسیا زیبا وعالی ازشنیدنش لذت بردم مثل همیشه جادوی صدای شما وسحر کلام شاعر مسخ ومسحورم کرد پاینده باشی............................................
این هم یک غزل فوق العاده زیبا از جاودان یاد حسین منزوی به نظرم اومد جای این غزل دربین قطعات زیبایی که از حسین منزوی اجرا کردید واقعا خالیه .........

زبـــاغ پیرهنت چون دریچـــه ها واشد

بهشت گمشده پشت دریچه پیدا شد

رهــا زسلطه پاییـز در بهــــار اطاق

گلی به نام تو در بازوان من وا شد

به دیدن تو همه ذره های من شد چشم

و چشــم ها همه سر تا به پا تماشا شد

تمــام منظره پوشیده از تـو شد یعنـی

جهان به چشم دل من دوباره زیبا شد

زمانه ریخت به جامم هر آنچه تلخانه

بــه نام تـــو کـه در آمیختم گوارا شد

فرشته ها ، تو و من را بهم نشان دادند

میان زهــــره و مـــاه از تو گفتگوها شد

تنت هنوز به اندازه ای لطافت داشت

کـه گل در آینه از دیدنش شکوفا شد

شتاب خواستنت این چنین که می بالد

به دوری تـــو مگر می توان شکیبا شد؟

امید وار نبــــودم دوبــــاره از دل تـو

که مهربان بشود با دل من اما شد

دوبـــاره طوطیک شوکرانــــی شعرم

به خند خندِ شیرین تو شکرخا شد

قرارنامه ی وصل من و تــــو بود آنکه

به روی شانه تو با لب من امضا شد
امتیاز: 0 0
پاسخ:
زنده باشی
یکشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 06:47
+ آزاده
صدای شما زیبایی اشعار بزرگان را صدچندان میکند

سپاس
امتیاز: 0 0
جمعه 5 شهریور‌ماه سال 1395 ساعت 20:10
+ محمد
مجددا اپلود بفرمایید لطفا..
امتیاز: 0 0
پاسخ: