X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
شنبه 6 تیر‌ماه سال 1394

بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب-شفیعی کدکنی-دکلمه رضا پیربادیان

بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب،

که باغ‌ها همه بیدار و بارور گردند.

بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید

به آشیانۀ خونین دوباره برگردند.

 

بخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوت

که موج و اوجِ طنینش ز دشت‌ها گذرد؛

پیام روشنِ باران،

زبام نیلی شب،

که رهگذار نسیمش به هر کرانه برد.

  

ز خشکسال چه ترسی؟ ـ که سد، بسی بستند:

نه در برابر آب،

که در برابر نور

و در برابر آواز و در برابر شور...

 

در این زمانۀ عسرت،

به شاعران زمان برگ رخصتی دادند

که از معاشقۀ سرو و قمری و لاله

سرودها بسرایند ژرف تر از خواب،

زلال تر از آب.

  

تو خامشی، که بخواند؟

تو می روی، که بماند؟

که بر نهالک بی‌برگ ما ترانه بخواند؟

 

از این گریوه به دور،

در آن کرانه، ببین:

بهار آمده، از سیم خادار گذشته.

حریق شعلۀ گوگردی بنفشه چه زیباست!

 

هزار آینه جاری ست.

هزار آینه

اینک

به همسرایی قلب تو می‌تپد با شوق.

زمین تهی‌ست ز رندان؛

همین تویی تنها

که عاشقانه‌ترین نغمه را دوباره بخوانی.

بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان:

«حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی».






شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: شفیعی کدکنی، شعر نو
نظرات (3)
نام :
ایمیل : [پنهان می ماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یکشنبه 7 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 00:05
+ الیماه
شده هرگز!
دلت
مال ِکسی باشد
که دیگر نیست؟
نگاهت سخت
دنبال ِکسی باشد
که دیگر نیست؟!
برایت اتفاق افتاده
در یک کافه ی ِ ابری
ته ِفنجان ِ تو
فال ِکسی باشد
که دیگر نیست؟!
خوش و بش کرده ای
با سایه ی ِ دیوار
وقتی که دلت
جویایِ احوالِ کسی باشدکه دیگر نیست؟!
چه خواهی کرد ؟
اگرهر بار
گوشــــی را که برداری
نصیبت
بوقِ اشغالِ کسی باشد
که دیگر نیست؟!
حواس ِ آسمانت پرت
روی ِ شیشه های ِ مه
سکوتت
جار و جنجالِ کسی باشد
که دیگر نیست..
شب ِ سرد ِ زمستانی
تو هم لرزیده ای؟!
هرچند به دور ِگردنت
شال ِکسی باشد
که دیگر نیست؟!
تصور کن!
برای عیدهـای ِرفته
دلتنگی!
به دستت
کارت پستال ِکسی باشد
که دیگر نیست..
شبیـه ِماهی ِقرمز
به روی ِآب می مانی
که سین ات
هفتمین سال ِکسی باشد
که دیگر نیست.
شود هرخوشه اش روزی
شرابی هفتصد ساله
اگربغضت
لگدمال کسی باشد
که دیگر نیست!
چه مشکل میشودعشقی که حافظ در هوای ِآن
الایاایهاالحال ِکسی باشد
که دیگر نیست..
رسیدن سهم ِسیبِ آرزوهایت نخواهد شد
اگرخوشبختی ات
کال ِکسی باشد
که دیگر نیست...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سه‌شنبه 9 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 16:37
+ جواد غلامیان
سلام دوست من
جناب رضا پیربادیان عزیز
وب قشنگی داری خسته نباشی
دوست دارم من رو هم در وبت لینک کنی
خوشحال میشم
منتظرت هستم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چهارشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 07:57
+ مژده
هزاران تایید ... نفس تون گرم استاد
امتیاز: 0 0
پاسخ: