X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
سه‌شنبه 28 مهر‌ماه سال 1394

دلم برای کسی تنگ است -حمید مصدق-دکلمه رضا پیربادیان

دلم برای کسی تنگ است

که آفتاب صداقت را

به میهمانی گل های باغ می آورد

وگیسوان بلندش را

- به بادها می داد

و دست های سپیدش را

- به آب می بخشید



دلم برای کسی تنگ است

که آن دونرگس جادو را

به عمق آبی دریای واژگون می دوخت

و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند



دلم برای کسی تنگ است

که همچو کودک معصومی

دلش برای دلم می سوخت

و مهربانی خود را

- نثار من می کرد



دلم برای کسی تنگ است

که تا شمال ترین شمال

و در جنوب ترین جنوب

- درهمه حال

همیشه در همه جا

- آه با که بتوان گفت

که بود با من و

- پیوسته نیز بی من بود

و کار من زفراقش فغان و شیون بود

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

کسی ...

- دگر کافی ست



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

چهارشنبه 22 مهر‌ماه سال 1394

ای یار دور دست که دل می بری هـنوز-حسین منزوی-دکلمه رضا پیربادیان

ای یار دور دست که دل می بری هـنوز

چون آتش نهفته به خـاکـستـری هـنـوز

هر چند خط کشیده بـر آیـیـنه ات زمـان

در چشمم از تمام خوبان، سـری هـنـوز

سـودای دلـنـشـیـن نـخـستین و آخرین!

عـمـرم گذشت و تـوام در سـری هـنـوز

ای چلچراغ کهنه که زآن سوی سال ها

از هـر چـراغ تـازه، فـروزان تــری هـنــوز

بـالـیـن و بـسـتـرم، هـمـه از گل بیاکنی

شب بر حریم خوابم اگر بـگـذری هـنـوز

ای نـازنـیـن درخـت نـخـسـتین گناه من!

از مـیـوه هـای وسـوسـه بــارآوری هنوز

آن سیب های راه به پـرهـیـز بـسـتـه را

در سایه سار زلف، تو مـی پـروری هنوز

وان سـفــره شـبــانــه نـان و شـراب را

بر میزهای خواب، تو می گستری هنوز

با جرعه ای ز بوی تو از خویش می روم

آه ای شراب کهنه کـه در ساغری هنوز



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: حسین منزوی، غزل جدید
جمعه 17 مهر‌ماه سال 1394

آرامش تمام غزلها مرا ببخش-امیر طاهری-دکلمه رضا پیربادیان

آرامـشِ تمام غزلها ، مرا ببخـش
رنجانده ام اگرکه دلت را مرا ببخش
مقـصود و مقصد شعـرم فقط تویی
زیباترین ترانه ی دنیا مرا ببخش
دلگیر میشوی و ، دمی دم نمیزنی
سنگِ صبورِاین شب یلدا مرا ببخش
شرمنده ام که کام تو را تلخ میکنم
ای ماهرویِ صادق و زیبا مرا ببخش
من عاشقانه دوست دارمت ، فقط همین

این را قبول میکنی آیا ؟ مرا ببخش




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: غزل جدید
جمعه 10 مهر‌ماه سال 1394

لینک کانال دکلمه های رضا پیربادیان در تلگرام



لینک  کانال دکلمه های رضا پیربادیان در تلگرام .

روی لینک کلیک کنید با موبایل وارد کانال میشوید و دکلمه ها را میشنوید


https://telegram.me/deklamehayepirbadian

پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1394

تو کیستی که پراکنده در هوای منی-محمد سعید عرفانی منش-دکلمه رضا پیربادیان

تو کیستی که پراکنده در هوای منی
تنیده ای به وجودم ولی سوای منی

کجای زمزمه هایم،کجای حادثه ای؟
کجا بجویمت ای جان،که ناکجای منی

گره زدی به نگاهت کلاف چشم مرا
به این گره زدنت هم گره گشای منی

درین هجوم سیاهی که ماه پیدا نیست
چه باکم از بیراهه؟که روشنای منی

کسی شبیه تو درمن،مرا به دریا برد
رسیده ام به یقین:این که ناخدای منی

سوال کرده ام عمری:چرا...چرا...واینک
تویی که پاسخ صدها چرا چرای منی

ولی سوال بدون جواب مانده ی من:

تو ای غریبه که هستی که آشنای منی


شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: غزل جدید
شنبه 4 مهر‌ماه سال 1394

رفتنت آغاز ویرانیست-فرامرز عرب عامری-دکلمه رضا پیربادیان

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن

گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو
چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن

آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو
راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن

دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن

عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی
گر نگاه خسته ما نیست حرفش را نزن

خورده ای سوگند روزی عهد خود را بشکنی
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را نزن

خواستم دنیا بفهمد عاشقم گفتی به من
عشق ما یک عشق پنهانیست حرفش را نزن

عالمان فتوی به تحریم نگاهت داده اند
عمر این تحریم ها آنیست حرفش را نزن

حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1394

پیدا بکن یک آدم آدم‌تری را -سید مهدی موسوی-دکلمه رضا پیربادیان

پیدا بکن یک آدم آدم‌تری را

و شانه‌های محکم و محکم‌تری را



آقای خوبی که دلش سنگی نباشد

معشوق‌های دوستت دارم‌تری را

من را رهاکن، هرچه ‌می‌خواهی تو داری

از دست خواهی داد چیز کمتری را

با گیسوانت باد بازی کرد و رقصید

و زد رقـم آینده‌ی درهم‌تری را

تو آخر این داستان باید بخندی

پس امتحان کن عاشق بی‌غم‌تری را

من می‌روم آرام آرام از همه‌چیز

هرروز می‌بینی من مبهم‌تری را



من را ببخش، از این خداحافظ٬ خداحا ...

پیدا نکردم واژه‌ی مرهم‌تری را



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان