X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1396

نامه به مادر-سرگی یسنین-دکلمه رضا پیربادیان

زنده‌ای مادر
زنده‌ای هنوز؟
سلام بانوی پیرسال
سلام!
من نیز زنده‌ام.
ای کاش جاری باشند
هماره
بر کلبه‌ی کوچکت
پَرتـُوانِ ناگفتنیِ آن غروب.
برایم نوشته‌اند
چه بسیار
زیر همان بارانیِ کهنه‌ات
بر سرِ راه ایستاده‌ای
چشم‌انتظارِ من.
برایم نوشته‌اند
چونان همیشه
در شب‌های تاریک
تنها یک تصویر
پیش رویت هویدا می‌شود:
انگار به نزاعی در میخانه‌ای
خنجری فنلاندی به زیرِ قلبم فروکرده‌اند.
مهم نیست
نازنینم!
آرام باش!
این فقط هذیانی است
پسرت هنوز چندان پیمانه نمی‌زند
تا فراموش‌اش شود
که پیش از مرگ
باید به دیدارت بیاید.
مادر!
فرزندت هم‌چون گذشته آرام است
و همه‌ی آرزویش
جان‌دربردن از کولاکِ غم است و
راه‌یافتن به خانه‌ی محقرش.
آن‌گاه که شاخه‌های درختان
باغمان را به سپیدیِ بهار آذین کنند
باز خواهم­گشت
تنها، تو
سَحَرگاه
بیدارم نکنی از خواب
چنان که هشت‌سالِ پیش.
بیدار نکنی مادر
آرزوهای ازدست‌رفته را
و آن­چه به گذارِ زمان
جان داده‌است در من
دریغا!
چه پیش‌هنگام از سَر گذرانده‌ام
در زندگی
رنج را و درد را.
به دعا پندم مده مادر!
به گذشته هیچ راهِ بازگشتی نیست
تو مرا
تنها تکیه‌گاه و شادی
تنها نورِ ناگفتنی هستی
پس اندوهت را به نِسیان بسپار
و چنین غصه‌دارِ من منشین
و زیر بارانیِ کهنه‌ات
این‌سان فراوان
بر سرِ راه

چشم‌انتظارم نایست.





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1396

در آخرین نامه‌ات از من پرسیده بودی-شیرکو بیکس-دکلمه رضا پیربادیان

در آخرین نامه‌ات از من پرسیده بودی
که چه سان تو را دوست دارم؟

عزیزکم، همچون بهار
که آسمان کبود را دوست دارد.

همچون پروانه‌ای در دل کویر
یا زنبوری کوچک در عمق جنگل
که به گل سرخی دل داده است
و به آن شهد شیرین‌اش.

آری، من این‌گونه تو را دوست دارم.

همچون برفی بر بلندای کوه
یا چشمه‌ای روان در دل جنگل
که تراوش ماهتاب را دوست دارد

عزیزکم
آنگونه که خودت را دوست داری،
آنگونه که خودم را دوست دارم

همانگونه دوستت دارم.





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1396

حالم خوب است-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان

حالم خوب است
هنوز خواب می بینم ابری می آید
و مرا تا سر آغاز روییدن بدرقه می کند
تابستان که بیاید نمی دانم چند ساله می شوم
اما صدای غریبی مرتب می خوانَدم
تو کی خواهی مرد !؟
به کوری چشم کلاغ ؛ عقابها هرگز نمی میرند
مهم نیست 
تو که آن بید لب حوض را به خاطر داری
همین امروز غروب
برایش دو شعر از نیما خواندم
او هم خم شد بر آب و گفت :

گیسوانم را مثل «ری را» بباف



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان



یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1396

شبها که میگیرد دلم-شاعر ناشناس-دکلمه رضا پیربادیان

شبها که میگیرد دلم ،یاد تو را تن میکنم
تنها به یاد بودنت ،احساس بودن میکنم

خود را بغل میگیرمو ، از بین این دیوار ها
تنها به شوق یاد تو ،سودای رفتن میکنم

وقتی که جای خالیت ،خود را نمایان میکند
من در هجوم اشکها ،احساس مردن میکنم

کم دارد آغوش تورا ،این دستهای خسته ام
دور از هم آغوشی تو ،حس بریدن میکنم

این فکرهای لعنتی ،این خاطرات گم شده
آخر کجای ای جهان ،از عشق دیدن میکنم

این بغضهای تو به تو ،این اشکهای خود به خود
تا کی من این اندوه را ،باخود کشیدن میکنم

دلتنگ هستم خوب من ،ای کاش برگردی به من

شبها که میگیرد دلم ،یاد تورا تن میکنم.!!!




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1396

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد-حافظ-دکلمه رضا پیربادیان

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد
خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب
ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
غم دنیای دنی چند خوری باده بخور
حیف باشد دل دانا که مشوش باشد
دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش

گر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1396

یک شعر، یک بهانه ی بهتر به جای چای-سید حبیب نظاری-دکلمه رضا پیربادیان

یک شعر، یک بهانه ی بهتر به جای چای
یک استکان خیال مصور به جای چای

آرامش صدای تو وقتی که می برد
ما را به خلسه های مکرر به جای چای

دیگر چه جای واهمه! در این سکوت محض
فنجانی از ترانه بیاور به جای چای

در ذهن استکان تهی از کمانچه ام
حتماً بریز یک نت دیگر به جای چای

لب تر نکن به تلخی این قهوه خانه ها
بانوی تا همیشه مکدر - به جای چای

برگشته از ملال همین روزمره گی
بگذار روی شانه ی من سر به جای چای

پلکی بزن برای من ِتشنه تر بریز
یک جفت چشم قهوه ای ِتر به جای چای

با من بنوش ای غم جامانده در دلم!

یک شعر _ یک خیال مصور _ به جای چای




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1396

چون است حال بستان ای باد نوبهاری-سعدی-دکلمه رضا پیربادیان

چون است حال بستان ای باد نوبهاری
کز بلبلان برآمد فریاد بی‌قراری

ای گنج نوشدارو با خستگان نگه کن
مرهم به دست و ما را مجروح می‌گذاری

یا خلوتی برآور یا برقعی فروهل
ور نه به شکل شیرین شور از جهان برآری

گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت
تو در میان گل‌ها چون گل میان خاری

ور قید می‌گشایی وحشی نمی‌گریزد
دربند خوبرویان خوشتر که رستگاری

زاول وفا نمودی چندان که دل ربودی
چون مهر سخت کردم سست آمدی به یاری

عمری دگر بباید بعد از فراق ما را
کاین عمر صرف کردیم اندر امیدواری

هر درد را که بینی درمان و چاره‌ای هست

درمان درد سعدی با دوست سازگاری



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1396

تو نیستی‌-عزیز نسین-دکلمه رضا پیربادیان

تو نیستی‌
این‌ باران‌ بی‌هوده‌ می‌بارد
ما خیس‌ نخواهیم‌ شد.

بی‌هوده‌ این‌ رودخانه‌ی‌ بزرگ‌
موج‌ برمی‌دارد و می‌درخشد
ما بر ساحل‌ آن‌ نخواهیم‌ نشست‌.

جاده‌ها که‌ امتداد می‌یابند
بی‌هوده‌ خود را خسته‌ می‌کنند
ما با هم‌ در آن‌ها راه‌ نخواهیم‌ رفت‌.

دل‌تنگی‌ها، غریبی‌ها هم‌ بی‌هوده‌ است‌
ما از هم‌ خیلی‌ فاصله‌ داریم‌
نخواهیم‌ گریست .

بی‌هوده‌ تو را دوست‌ دارم ‌

بی‌هوده‌ زندگی‌ می‌کنم‌


این‌ زندگی‌ را قسمت‌ نخواهیم‌ کرد…





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1396

ای مهربانتر از برگ در بوسه های باران-شفیعی کدکنی-دکلمه رضا پیربادیان

‍  ای مهربانتر از برگ در بوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران

آئینه نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران

بازآ که در هوایت خاموشی جنونم
فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران

ای جویبار جاری!زین سایه برگ مگریز
کاینگونه فرصت از کف دادند بیشماران

گفتی به روزگاران مهری نشسته گفتم
بیرون نمیتوان کرد حتی به روزگاران

بیگانگی ز حد رفت ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران

پیش از من وتوبسیاربودند ونقش بستند
دیوار زندگی را زینگونه یادگاران

وین نغمه محبت بعد از من وتو ماند

تا در زمانه باقیست آواز باد و باران




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1396

چه خوب میشد -سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان

چه خوب میشد همین لحظه
یک اتفاقی میافتاد
مثلا باد میآمد
میرفت باغهای بالا را دور میزد
برمیگشت، خاک را بو میکرد،
و از کنارِ شمشادهای شکسته
بوی خوش آب و
خبر از هوای حامله میآورد.

شمعدانیهای بالِ چینهی مهتاب
تب دارند، تشنهاند، بیترانهاند.
اصلا باد
چرا از چیزی شبیه باران نمیخواند!
آخر چهقدر
تا کی باید با این چراغِ ترسو
هی از ترسِ شب و
هقهقِ گریه گفت و گو کنیم؟
پس کی میآید همان که میگویند
دریا را با خود خواهد آورد!؟

مادرم میگوید
برای شنیدنِ آوازِ آینه نباید عجله کرد،
بالاخره میآید
کسی که با زورقِ آوازهاش
دریا را با خود خواهد آورد.

میآید با آسمانِ بلند هم
به بحثِ روشنِ باران خواهد نشست
میگوید این شمعدانیها تب دارند
این باغها تشنه و
این شمشادها بیترانهاند

کاری باید کرد!





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

( تعداد کل: 515 )
صفحه قبلی    1       2       3       4       5       ...       52    صفحه بعدی