X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
یکشنبه 10 بهمن‌ماه سال 1395

ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ-الهام اسلامی-دکلمه رضا پیربادیان

ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﯼ ﺍﺑﺮﯾﺸﻤﯽ ﺑﺎﺷﻢ
ﺍﺷﺮﺍﻓﯽ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺘﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ !
ﺑﺮ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺯﻧﯽ ﺗﻨﻮﻣﻨﺪ
ﮐﻪ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺶ
ﻭﻗﺖ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﺿﺮﺑﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ...
ﻭ ﻧﮕﺎﻫﺶ !
ﻭﻗﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﻟﮕﯿﺮﻧﺪ ...
ﻣﻦ ﺟﻐﺪ ﭘﯿﺮﯼ ﻫﺴﺘﻢ،
ﮐﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ !
ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﺭﻭﯾﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎ ﮔﯿﺮ ﮐﻨﺪ
ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﻡ ﻭ ﺑﺒﯿﻨﻢ
ﺯﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ
ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﺍﻡ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺍﺳﺖ...!
ﺍﻣﺎ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻦ رضا جان
 ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ !
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﮒ ﺑﯿﺎﯾﺪ
ﺍﻭﻝ ﮔﻠﻮﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺸﺎﺭﺩ
ﯾﺎ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ...
ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﺠﺎﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ
ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺷﻌﺮ ﺑﮕﻮﯾﻢ؟
ﮐﺪﺍﻡ ﻻﻣﭗ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﻮﺩ؟
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﻌﺮ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﻣُﺮﺩﻡ
ﻧﺘﻮﺍﻧﯽ ﺍﻧﮑﺎﺭﻡ ﮐﻨﯽ !
ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺷﻌﺮﻡ ﭼﻮﻥ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺑﭙﯿﭽﺪ
ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ، ﻫﺮﺑﺎﺭ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﻨﻨﺪ
ﺍﻣﺸﺐ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ...
ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺷﻌﺮ ﺑﮕﻮﯾﺪ
ﯾﮑﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﺪ ...
ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣﻦ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺯﺍﻭﯾﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻓﺮﺳﻮﺩﻩ ﺍﻡ !
ﺩﯾﮕﺮ ﻭﻗﺖ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺮﮒ ﺑﯿﺎﯾﺪ

ﻭ ﺷﺎﺥ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﻓﺮﻭ ﮐﻨﺪ ...



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: الهام اسلامی
سه‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1395

با تو شب ارغوانی می گذرد-کیومرث منشی زاده -دکلمه رضا پیربادیان

با تو شب ارغوانی می گذرد

و ماه

در عسل .

باران در چشم های توست

و سبزه ، در باران سبز تر است .

می آیی

می آیی

و در برابر تو سرو کوتاه می آید .

می آیی
با دامنی برنگ چرم بلغاری

وبا دست هایی لبریز از بنفشه و یاس بنفش

تمدن از دست آغاز شد

و سخاوت از دست های تو .

در عشق

       دست های مرا

                     تا که تو از پشت بسته ای

                                              از من مخواه عشق .

از من مخواه عشق

در دست های بسته سخاوت نیست.




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان



برچسب‌ها: کیومرث منشی زاده
سه‌شنبه 5 بهمن‌ماه سال 1395

ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﻗﻮﻃﯽ ﺳﺮﺧﺎﺏ ﻣﺮﺍ-سیمین بهبهانی-دکلمه رضا پیربادیان

ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﻗﻮﻃﯽ ﺳﺮﺧﺎﺏ ﻣﺮﺍ
ﺗﺎ ﺯﻧﻢ ﺭﻧﮓ ﺑﻪ ﺑﯽ ﺭﻧﮕﯽ ِ ﺧﻮﯾﺶ
ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﺭﻭﻏﻦ ، ﺗﺎ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻨﻢ
ﭼﻬﺮﻩ ﭘﮋﻣﺮﺩﻩ ﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺧﻮﯾﺶ
ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﻋﻄﺮ ﮐﻪ ﻣﺸﮑﯿﻦ ﺳﺎﺯﻡ
ﮔﯿﺴﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﻭ ﺑﺮﯾﺰﻡ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ
ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﺟﺎﻣﻪ ﯼ ﺗﻨﮕﻢ ﮐﻪ ﮐﺴﺎﻥ
ﺗﻨﮓ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ
ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﺗﻮﺭ ﮐﻪ ﻋﺮﯾﺎﻧﯽ ﺭﺍ
ﺩﺭ ﺧَﻤَﺶ ﺟﻠﻮﻩ ﺩﻭ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺑﺨﺸﻢ
ﻫﻮﺱ ﺍﻧﮕﯿﺰﯼ ﻭ ﺁﺷﻮﺑﮕﺮﯼ
ﺑﻪ ﺳﺮ ﻭ ﺳﯿﻨﻪ ﻭ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﺑﺨﺸﻢ
ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﺟﺎﻡ ﮐﻪ ﺳﺮﻣﺴﺖ ﺷﻮﻡ
ﺑﻪ ﺳﯿﻪ ﺑﺨﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ :
ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﻧﺎﺷﺎﺩ ﻏﻤﯿﻦ
ﭼﻬﺮﻩ ﯾﯽ ﺷﺎﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ
ﻭﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﻤﻨﻔﺲ ﺩﯾﺸﺐ ﻣﻦ -
ﭼﻪ ﺭﻭﺍﻧﮑﺎﻩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﻔﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ
ﻟﯿﮏ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ، ﮔﻔﺘﻢ :
ﮐﺲ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ !
ﻭﺍﻥ ﺩﮔﺮ ﻫﻤﺴﺮ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺷﺐ ﭘﯿﺶ
ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﻡ ﮐﺮﺩ :
ﺁﻧﭽﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ، ﺍﮔﺮ ﺻﺪ ﻣﯽ ﺷﺪ
ﺩﺭﺩ ، ﺯﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺯﺍﺭﻡ ﮐﺮﺩ .
ﭘُﺮ ﮐﺲ ﺑﯽ ﮐﺴﻢ ﻭ ﺯﯾﻦ ﯾﺎﺭﺍﻥ
ﻏﻤﮕﺴﺎﺭﯼ ﻭ ﻫﻮﺍﺧﻮﺍﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﻻﻑ ﺩﻟﺠﻮﯾﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﻧﻨﺪ
ﻟﯿﮏ ﺟﺰ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ
ﻧﻪ ﻣﺮﺍ ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﻫﻢ ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ
ﮐﻪ ﮐﺸﺪ ﺩﺳﺖ ﻭﻓﺎ ﺑﺮ ﺳﺮ ﻣﻦ
ﻧﻪ ﻣﺮﺍ ﮐﻮﺩﮐﯽ ﻭ ﺩﻟﺒﻨﺪﯼ
ﮐﻪ ﺑﺮﺩ ﺯﻧﮓ ﻏﻢ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ
ﺁﻩ ، ﺍﯾﻦ ﮐﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯽ ﮐﻮﺑﺪ ؟
ﻫﻤﺴﺮ ﺍﻣﺸﺐ ﻣﻦ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ !
ﻭﺍﯼ ، ﺍﯼ ﻏﻢ ، ﺯ ﺩﻟﻢ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺶ
ﮐﺎﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺑﺎﯾﺪ !
ﻟﺐ ﻣﻦ - ﺍﯼ ﻟﺐ ﻧﯿﺮﻧﮓ ﻓﺮﻭﺵ -
ﺑﺮ ﻏﻤﻢ ﭘﺮﺩﻩ ﯾﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﺯ ﺑﮑﺶ !
ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﭼﻨﺪ ﺩﺭﻡ ﺑﯿﺶ ﺩﻫﻨﺪ

ﺧﻨﺪﻩ ﮐﻦ ، ﺑﻮﺳﻪ ﺑﺰﻥ ، ﻧﺎﺯ ﺑﮑﺶ !





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: سیمین بهبهانی
شنبه 2 بهمن‌ماه سال 1395

تنها عشق باشد-پابلو نرودا -ترجمه بینش پژوه-دکلمه رضا پیربادیان

آغاز را با بوسه‌ای که طولانی‌ترین راه‌هاست
در می‌نوردیم
با بوسه‌ای
از من، تا تو
ای عشق من!
در آمیخته از ساقه‌ها تا ریشه‌هامان
در پیوند یکی نگاه
از اعماق تو
تا ژرفنای من.

و این چنین
من و تو و عشق
هر سه با همیم
تا بتوانیم هر سه با هم باشیم
تا بتواند
فقط من
فقط تو
تنها عشق باشد.


دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان



برچسب‌ها: پابلو نرودا
جمعه 1 بهمن‌ماه سال 1395

یخ کرده ام ! اما نه از سوز زمستان !- محمد علی بهمنی-دکلمه رضا پیربادیان

یخ کرده ام ! اما نه از سوز زمستان !
اما نه از شب پرسه های زیر باران

یخ کرده ام  یخ کردنی در تب ، تبی که
جسمم نه دارد باورم می سوزد از آن

یخ کرده ام اما تو ای دست نوازش
روح یخی را با چنین شولا مپوشان

گرمم نخواهی کرد و فرقی هم ندارد
یخ بسته ای پوشیده باشد یا که عریان

یخ کرده ام چون قطب  آری این چنین است
وقتی نمی تابی تو ای خورشید پنهان

یخ کرده ام ! یخ کرده ام ! ها … جان پناهم !

مگذار فریادت کنم در کوهساران





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: محمد علی بهمنی
چهارشنبه 29 دی‌ماه سال 1395

مخوان ای کولی پاییز!-نعمت میرزا زاده-دکلمه رضا پیربادیان

مخوان ای کولی پاییز!
 سرود سرد غمگینت
 
-در این بغض کبود شام-
 خروش خسته‌ی آه مرا ماند
 
به تصویر کبود جنگل سبز امید من
 که می‌سوزد چنین ناکام
 
مخوان ای کولی پاییز!
 غریو شیونت ای نوحه‌خوان دوره‌گرد کوچه‌های باغ
 
به سوگ برگ‌ریز نابه‌هنگام کدامین سبز امید است؟
 در این پاییز-در پاییز ماه و سال-
 
در این پرپر هزاران باغ
 در این هنگامه‌ی افشاندن پیوندها
 
از بیم تاوان گران‌باری
 ترا پروای بیجای کدامین طره‌ی بید است؟
 
مخوان ای کولی پاییز!
 مگر آداب سوگ و سوگواری را نمی‌دانی؟
 
و یا بر جنگل من،
 -آن برافرازنده قامت،
 
آن امید سبز،
 که آن‌سان سوخت
 
ناگاهان
 درون دوزخ مرداد-
 
می‌گریی؟

 مخوان ای کولی پاییز!..





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: نعمت میرزا زاده
سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1395

از تربت فروغ می آیم-اسماعیل خوئی-دکلمه رضا پیربادیان

از تربت فروغ می آیم،

تاریک،

هرگز ندیده بودم

ابری

چتر هزار پاره ی اندوهش را

بر غربت جماعت تنهایان

آنگونه مهربان بگشاید،

آنگونه پر نثار.

آیا

شیرین ترین تغزل وحدت را

در سوگ

باید گریستن؟

من مرگ را

از دور می شناسم.

آری،

ولی چگونه تواند بود

کان عطر بیکرانه نباشد؟

باور نمی کنم

کز تربت فروغ می آیم.

آن عطر پر حرارت بالغ

گویی هنوز نیز

"از انتهای هر چه نسیم است می وزد"

باور نمی کنم.

باور نمی کنم

این ابر گریه راست نباید باشد.





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان



برچسب‌ها: اسماعیل خوئی
سه‌شنبه 21 دی‌ماه سال 1395

پس زنده‌باد امید!-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان

در ازدحامِ این همه ظلمتِ بی‌عصا
چراغِ راهم را از من گرفته‌اند
اما من
دیوار به دیوار
از لمسِ معطرِ ماه
به سایه‌روشنِ خانه باز خواهم گشت.
پس زنده‌باد امید!

در تکلمِ کورباشِ کلمات
چشم‌های خسته‌ی مرا از من گرفته‌اند
اما من
اشاره به اشاره
از حیرتِ بی‌باورِ شب
به تشخیصِ روشنِ روز خواهم رسید.
پس زنده‌باد امید!

در تحملِ بی‌تابِ تشنگی
میلِ به طعمِ باران را از من گرفته‌اند
اما من
شبنم به شبنم
از دعای عجیبِ آب
به کشفِ بی‌پایانِ دریا رسیده‌ام.
پس زنده‌باد امید!

در چه‌کنم‌های بی‌رفتنِ سفر
صبوری سندباد را از من گرفته‌اند
اما من
گرداب به گرداب
از شوقِ رسیدن به کرانه‌ی موعود
توفان‌های هزار هیولا را طی خواهم کرد.
پس زنده‌باد امید!

چراغ‌ها، چشم‌ها، کلمات
باران و کرانه را از من گرفته‌اند،
همه‌چیز
همه‌چیز را از من گرفته‌اند،
حتی نومیدی را

پس زنده‌باد امید





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: سید علی صالحی
جمعه 17 دی‌ماه سال 1395

هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک-حافظ-دکلمه رضا پیربادیان

هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک

مرا امید وصال تو زنده می‌دارد

و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش

زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک

رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات

بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم

و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک

بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا

لأن روحی قد طاب ان یکون فداک

عنان مپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم

سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند

به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک

به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ

که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان



جمعه 17 دی‌ماه سال 1395

یله کن روی سینه ام لیلا-حسن روشان-دکلمه رضا پیربادیان

یله کن روی سینه ام لیلا، رمه های رمیده ی مو را
دوست دارم که گم شوم تا صبح، شب دنباله دار گیسو را

دست های مرا بگیر و ببر نرم نرمک کمی قدم بزنیم
بین این بافه های تو در تو، خلوت باغهای لیمو را

پرم از جاده جاده دلتنگی پرم از کوچه کوچه تنهایی
بنشین مویه مویه شانه کنم بافه ی گیسوان خوشبو را

خسته از روزهای دلتنگی شانه ام سهم گریه ات باشد
بعد زیر سرم تو بگذاری نازبالشت نرم زانو را

این تویی روبه روی این من مست، نازکانه نشسته ای به شراب
یا که ماه ایستاده در ایوان باز نازک گرفته ابرو را؟!

ای تمام پرندگان جهان تشنه ی گرمسیر پیرهنت

این منم بعد سالها دوری، آشیان باش این پرستو را




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

( تعداد کل: 468 )
صفحه قبلی    1       2       3       4       5       ...       47    صفحه بعدی