X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
یکشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1395

بیا ... اعتماد بزرگ-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان

عزیزم ...
درمان‌بخشِ زخم‌های دیرین من !
شفاخوانِ شبِ گریه‌ها،"ری‌را" !
پس کی خواهی آمد؟
من خسته‌ام،
خرابم،
خُرد و خرابم کرده‌اند...
دیگر این کلماتِ ساکت و صبور هم فهمیده‌اند .
هی دَر هَم شکننده‌ی تبِ من و تاریکیِ مردمان !
هی دَر هَم شکننده‌ی ترسِ من و تنهاییِ مردمان !
بیاااااا...!
بیااااا...!
عشق پیش بیاور، بیا...!
بیا ... اعتماد بزرگ !

"یقینِ بی‌پایانِ هر چه زنانگی ست !"



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: سید علی صالحی
پنج‌شنبه 12 اسفند‌ماه سال 1395

آغوش من دروازه های تخت جمشید است-رویا ابراهیمی-دکلمه رضا پیربادیان

آغوش من دروازه های تخت جمشید است

می خواستم تو پادشاه کشورم باشی

آتش کشیدی پایتخت شور و شعرم را

افسوس که می خواستی اسکندرم باشی

 

این روزها حتی شبیه سایه ات هم نیست

مردی که یک شب بهترین تعبیر خوابم بود

مردی که با آن جذبه چشم رضاخانیش

یک روز تنها علت کشف حجابم بود

 

در بازوانت قتلگاه کوچکی داری

لبخند غارت می کند آن اخم تاتاری ات

بر باد دادی سرزمین اعتمادم را

با ترکمنچای خیانت های قاجاری ات

 

در شهرهای مرزی پیراهنم جنگ است

جغرافیای شانه هایت تکیه گاهم نیست

دارم تحصن می کنم با شعر بر لب هایت

هر چند شرطی بر لب مشروطه خواهم نیست

 

من قرن ها معشوقه تاریخی ات بودم

دیگر برای یک شروع تازه فرصت نیست

من دوستت دارم .. بغل کن گریه هایم را

لعنت به تاریخی که حتی درس عبرت نیست





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

پنج‌شنبه 12 اسفند‌ماه سال 1395

به نام خداوند جان و خرد-فردوسی-دکلمه رضا پیربادیان

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

خداوند نام و خداوند جای

خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر

فروزنده ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برترست

نگارندهٔ بر شده پیکرست

به بینندگان آفریننده را

نبینی مرنجان دو بیننده را

نیابد بدو نیز اندیشه راه

که او برتر از نام و از جایگاه

سخن هر چه زین گوهران بگذرد

نیابد بدو راه جان و خرد

خرد گر سخن برگزیند همی

همان را گزیند که بیند همی

ستودن نداند کس او را چو هست

میان بندگی را ببایدت بست

خرد را و جان را همی سنجد اوی

در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی

بدین آلت رای و جان و زبان

ستود آفریننده را کی توان

به هستیش باید که خستو شوی

ز گفتار بی‌کار یکسو شوی

پرستنده باشی و جوینده راه

به ژرفی به فرمانش کردن نگاه

توانا بود هر که دانا بود

ز دانش دل پیر برنا بود

از این پرده برتر سخن‌گاه نیست

ز هستی مر اندیشه را راه نیست




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: فردوسی
دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1395

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم-حافظ-دکلمه رضا پیربادیان

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

جامۀ کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم

عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است

کار بد، مصلحت آن است که مطلق نکنیم

رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم

سرّ حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم

شاه اگر جرعۀ رندان نه به حرمت نوشد

التفاتش به می صاف مروق نکنیم

خوش برانیم جهان در نظر راهروان

فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم

آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند

تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید

گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او

ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: حافظ
دوشنبه 9 اسفند‌ماه سال 1395

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم!-لیلا مهذب-دکلمه رضا پیربادیان

حرف بسیار است اما اهل گفتن نیستم!
با دلم درگیرم... آری! با تو دشمن نیستم!

ساده می‌گویم... تو را این‌روزها گم کرده‌ام!
چند روزی می‌شود در قید بودن نیستم!

این که از او می‌نویسم در غزل‌هایم تویی!
آن که از او می‌نویسی همچنان من نیستم!

روح بی‌آلایشم را چشم‌هایت حس نکرد!
هیچ‌گاه این را نفهمیدی فقط تن نیستم!

حرف‌هایم را سکوتم می‌زند این روزها!

شاعر این بیت‌های نیمه‌جان من نیستم





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


چهارشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1395

ایوان و غروب و قمر و فاخته باشد-شهراد میدری-دکلمه رضا پیربادیان

ایوان و غروب و قمر و فاخته باشد
قالیچه ی ابریشمی انداخته باشد

قوریّ گل سرخ و سماور، دو سه فنجان
حافظ به غزلخوانی پرداخته باشد

هی نم نم باران و سرانگشت به شیشه
هی باد به هر خاطره ای تاخته باشد

کالسکه ای از خش خش هر برگ بیاید
یک باغ به لبخند تو دل‌ باخته باشد

تو فکر کنی اینهمه سالی که گذشته ست
شاید که تو را آینه نشناخته باشد

او لب نگشاید به گله، کنج همین قاب
یک عمر فقط سوخته و ساخته باشد

ای وای از این عشق قدیمی و از این شعر

شعری که مرا یاد تو انداخته باشد




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: شهراد میدری
چهارشنبه 4 اسفند‌ماه سال 1395

ای به دیدار تو روشن چشم عالم بین من-سعدی-دکلمه رضا پیربادیان

ای به دیدار تو روشن چشم عالم بین من
آخرت رحمی نیاید بر دل مسکین من

سوزناک افتاده چون پروانه‌ام در پای تو
خود نمی‌سوزد دلت چون شمع بر بالین من

تا تو را دیدم که داری سنبله بر آفتاب
آسمان حیران بماند از اشک چون پروین من

گر بهار و لاله و نسرین نروید گو مروی
پرده بردار ای بهار و لاله و نسرین من

گر به رعنایی برون آیی دریغا صبر و هوش
ور به شوخی درخرامی وای عقل و دین من

خار تا کی لاله‌ای در باغ امیدم نشان
زخم تا کی مرهمی بر جان دردآگین من

از ترش رویی دشمن وز جواب تلخ دوست
کم نگردد شورش طبع سخن شیرین من

خلق را بر ناله من رحمت آمد چند بار

خود نگویی چند نالد سعدی مسکین من




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: سعدی
دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1395

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم-فریدون مشیری-دکلمه رضا پیربادیان

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

تو کیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق سر گشته روی گردابم

من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین آه

تو دوردست امیدی و پای من خسته است
چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است

تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه
مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه

چه آرزوی محالی است زیستن با تو

مرا همین بگذارند یک سخن با تو





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان



برچسب‌ها: فریدون مشیری
دوشنبه 2 اسفند‌ماه سال 1395

دلتنگ خاطرات توام دم به دم رفیق -محمدسعید شاد-دکلمه رضا پیربادیان

دلتنگ خاطرات توام دم به دم رفیق

حمدی بخوان و در دل تنگم بدم رفیق

یارانِ بی‌مضایقه تبدیل می‌شوند

هنگام دشمنی‌ست، نیُفت از قلم رفیق

چشمان بی‌تفاوتم از ناگهان تهی‌ست

دیگر نه شانه مانده برایم نه غم رفیق

رامشگران سکوت جهان را نواختند

در پنجگاه دلهره با زیر و بم رفیق

حرفی نمانده‌است و گلویی که تر کنیم

یعنی رسیده‌ایم به پایان هم رفیق

بازی تمام شد، همه سرگم رفتن‌اند

در بهت چشم‌های تو من باختم رفیق






دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: محمدسعید شاد
چهارشنبه 27 بهمن‌ماه سال 1395

می خواهم بگویم سلام-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان


اگر سکوت این گستره ی بی ستاره مجالی دهد
می خواهم بگویم سلام

اگر دلواپسی آن همه ترانه ی بی تعبیر مهلتی دهد
می خواهم از بی پناهی پروانه برایت بگویم

از کوچه های بی چراغ
از این حصار
از این ترانه ی تار

مدتی بود که دست و دلم به تدارک ترانه نمی رفت
کم کم این حکایت دیده و دل
که ورد زبان کوچه نشینان است
باورم شده بود

باورم شده بود
که دیگر صدای تو را در سکوت تنهایی نخواهم شنید
راستی در این هفته های بی ترانه کجا بودی؟
کجا بودی که صدای من و این دفتر سفید به گوشت نمی رسید؟
آخر این رسم و روال رفاقت است؟
که در نیمه راه رویا رهایم کنی؟

می دانم
تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند
اما شمار آنهایی که عاشق می مانند
از انگشتان دستم بیشتر نیست
یکی شان همان شاعری که گمان می کرد
در دور دست دریا امیدی نیست
می ترسیدم خدای نکرده آنقدر در غربت گریه هایم بمانی
تا از سکوی سرودن تصویرت سقوط کنم .




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: سید علی صالحی
( تعداد کل: 484 )
صفحه قبلی    1       2       3       4       5       ...       49    صفحه بعدی