X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1396

سخن دیگر نگفتی , ای سخن پرداز خاموشم-سیمین بهبهانی-دکلمه رضا پیربادیان

‍  سخن دیگر نگفتی , ای سخن پرداز خاموشم
فراموشت نمی کردم , چرا کردی فراموشم ؟

ز سردی های خاک تیره , آغوشت چه می جویند ؟
چه بد دیدی , چه بد دیدی ز گرمی های آغوشم ؟

نه چشم بسته بگشایی , نه راه رفته باز آیی
به مرگت بار تنهایی چه سنگین است بر دوشم

به جز در دیده ام , کی می پسندیدی سیاهی را ؟
نمی بینی مگر اکنون که سر تا پا سیه پوشم ؟

تو آگه کردی از لفظم , تو ساغر دادی از شعرم
به دلخواه تو می گویم, به فرمان تو می نوشم

نه با هوشم , نه بیهوشم , نه گریانم , نه خاموشم
همین دانم که می سوزم , همین دانم که می جوشم

پریشانم , پریشانم , چه می گویم ؟ نمیدانم

ز سودای تو حیرانم , چرا کردی فراموشم ؟



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1396

تو را دوست ندارم،-کارولین الیزابت سارا نورتن-دکلمه رضا پیربادیان

‍  تو را دوست ندارم، نه دوستت ندارم
اما هنگامی که نیستی
غمینم
و به آسمان آبی بالای سرت
و اخترانی که تو را می بینند
رشک می برم
تو را دوست ندارم
اما نمی دانم چرا
آنچه می کنی در نظرم بی همتا جلوه می کند
و بارها در تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهایی که دوستشان دارم
بیشتر شبیه تو نیستند
تو را دوست ندارم
اما هنگامی که نیستی
از هر صدایی بیزارم
حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیرا صدای آنها
طنین آهنگین صدایت را در گوشم می شکنند
تو را دوست ندارم
اما چشمان گویایت
با آن آبی عمیق و درخشان
بیش از هر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار می گیرد
آه می دانم که دوستت ندارم
اما افسوس دیگران دل ساده ام را
کمتر باور دارند
و چه بسا به هنگام گذر
می بینم که بر من می خندند
زیرا آشکارا می نگرند

نگاهم به دنبال توست





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1396

زیباترین-نصرت رحمانی-دکلمه رضا پیربادیان

زیباترین
می خواستم ترا بسرایم
خود را سروده ام
باری حدیث عشق تو می بود در میان
اما دریغ و درد که پاداش من
خون بود
خون دلمه بسته به مژگان
منصور نیز بر اوج دار
بانگی کشید : اناالحق
سوخت
خاکستری به چشم جهان کرد
حتی مسیح هم در اوج جلجتا
یاد از تو کرد

زیباترین




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: نصرت رحمانی
دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1396

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست-حسین منزوی -دکلمه رضا پیربادیان

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاست
عشق را همواره با دیوانگی پیوند هاست

شاید اینها امتحان ماست با دستور عشق
ورنه هرگز رنجش معشوق را عاشق نخواست

چند می گویی که  از من شکوه ها داری به دل؟
لب که بگشایم مرا  هم با تو چندان  ماجراست

عشق را ای یار با معیار بی دردی مسنج

علت عاشق٬ طبیب من! ز علت ها جداست




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: حسین منزوی
دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1396

گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست -فاضل نظری-دکلمه رضا پیربادیان

گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست  

‎دل بکن ، آیینه این قدر تماشایی نیست                   

‎حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا              

‎ دو برابر شدن غصه تنهایی نیست ؟!

‎بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را        

‎ قایقت را بشکن ! روح تو دریایی نیست

‎آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد            

‎  آه دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست

‎آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست     

‎حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست                            

‎خواستم با غم عشقش بنویسم شعری                               

‎گفت هر خواستنی عین توانایی نیست




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

دوشنبه 27 شهریور‌ماه سال 1396

زیباترین حرفت را بگو-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می داشت

تا به جانش می خواندی :

نام کوچکی

تا به مهر آوازش می دادی،

همچون مرگ

که نام کوچک زندگیست



زیباترین حرفت را بگو
شکنجه‌ی پنهانِ سکوتت را آشکاره کن
و هراس مدار از آن که بگویند
ترانه‌یی بیهوده می‌خوانید. ــ
چرا که ترانه‌ی ما
ترانه‌ی بیهودگی نیست
چرا که عشق
حرفی بیهوده نیست.
حتا بگذار آفتاب نیز بر نیاید
به خاطرِ فردای ما اگر
بر ماش منتی ست؛
چرا که عشق
خود فرداست

خود همیشه است





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: شاملو
دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1396

آنگاه که می‌میرم-غادة السمان-دکلمه رضا پیربادیان

 آنگاه که می‌میرم
این حروف، مرا به سوی تو خواهند آورد
بی‌آنکه به راستی چیزی عوض شود
ای عشق بزرگ من!

آنگاه که می‌میرم
درون این ورق را خوب جست‌وجو کن
به غرفهٔ کلماتم برو
تا مرا در میان سطرها بیابی
که چونان جغد دهشت
خاموش در پروازم...
و آنگاه که اندوهگین شدی و گوشهٔ نوشته‌ام را آتش زدی
در کنارت حاضر می‌شوم
همچنان که جن‌ها حاضر می‌شوند
 در قصه‌های شامی مادر بزرگم
 آنگاه که آرزومندی، مویشان را آتش میزد!

آنگاه که این صفحه را خشمگین پاره کنی
فریاد درد مرا خواهی شنید...

اما چون آن را در محبت نگاهت غرق کنی
بی‌گمان، خورشید بر بالای گور من در بیروت
خواهد درخشید!


غادة السمان

برگردان:عبدالحسین فرزاد



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

دوشنبه 9 مرداد‌ماه سال 1396

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش-حافظ-دکلمه رضا پیربادیان

ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش

بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش

از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشم

آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش

دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می‌سرود

گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش

کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو

بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش

خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد

بگذر ز عهد سست و سخن‌های سخت خویش

وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون

آتش درافکنم به همه رخت و پخت خویش

ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام

جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1396

خرقه رهن خانهٔ خمار دارد پیر ما-خواجوی کرمانی-دکلمه رضا پیربادیان

خرقه رهن خانهٔ خمار دارد پیر ما

ای همه رندان مرید پیر ساغر گیر ما

گر شدیم از باده بدنام جهان تدبیر چیست

همچنین رفتست در عهد ازل تقدیر ما

سرو را باشد سماع از نالهٔ دلسوز مرغ

مرغ را باشد صداع از نالهٔ شبگیر ما

داوری پیش که شاید برد اگر بی موجبی

خون درویشان بی طاقت بریزد میر ما

هم مگر لطف تو گردد عذر خواه بندگان

ورنه معلومست کز حد میرود تقصیر ما

صید آن آهوی روبه باز صیاد توئیم

ما شکار افتاده و شیر فلک نخجیر ما

تا دل دیوانه در زنجیر زلفت بسته‌ایم

ای بسا عاقل که شد دیوانهٔ زنجیر ما

از خدنگ آه عالم سوز ما غافل مشو

کز کمان نرم زخمش سخت باشد تیر ما

ره مده در خانقه خواجو کسی را کاین نفس

با جوانان عشرتی دارد بخلوت پیر ما






دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


شنبه 7 مرداد‌ماه سال 1396

نامه به مادر-سرگی یسنین-دکلمه رضا پیربادیان

زنده‌ای مادر
زنده‌ای هنوز؟
سلام بانوی پیرسال
سلام!
من نیز زنده‌ام.
ای کاش جاری باشند
هماره
بر کلبه‌ی کوچکت
پَرتـُوانِ ناگفتنیِ آن غروب.
برایم نوشته‌اند
چه بسیار
زیر همان بارانیِ کهنه‌ات
بر سرِ راه ایستاده‌ای
چشم‌انتظارِ من.
برایم نوشته‌اند
چونان همیشه
در شب‌های تاریک
تنها یک تصویر
پیش رویت هویدا می‌شود:
انگار به نزاعی در میخانه‌ای
خنجری فنلاندی به زیرِ قلبم فروکرده‌اند.
مهم نیست
نازنینم!
آرام باش!
این فقط هذیانی است
پسرت هنوز چندان پیمانه نمی‌زند
تا فراموش‌اش شود
که پیش از مرگ
باید به دیدارت بیاید.
مادر!
فرزندت هم‌چون گذشته آرام است
و همه‌ی آرزویش
جان‌دربردن از کولاکِ غم است و
راه‌یافتن به خانه‌ی محقرش.
آن‌گاه که شاخه‌های درختان
باغمان را به سپیدیِ بهار آذین کنند
باز خواهم­گشت
تنها، تو
سَحَرگاه
بیدارم نکنی از خواب
چنان که هشت‌سالِ پیش.
بیدار نکنی مادر
آرزوهای ازدست‌رفته را
و آن­چه به گذارِ زمان
جان داده‌است در من
دریغا!
چه پیش‌هنگام از سَر گذرانده‌ام
در زندگی
رنج را و درد را.
به دعا پندم مده مادر!
به گذشته هیچ راهِ بازگشتی نیست
تو مرا
تنها تکیه‌گاه و شادی
تنها نورِ ناگفتنی هستی
پس اندوهت را به نِسیان بسپار
و چنین غصه‌دارِ من منشین
و زیر بارانیِ کهنه‌ات
این‌سان فراوان
بر سرِ راه

چشم‌انتظارم نایست.





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


( تعداد کل: 524 )
صفحه قبلی    1       2       3       4       5       ...       53    صفحه بعدی