X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com

عناوین یادداشت‌ها 

  • زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم-حافظ-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 8 آبان‌ماه سال 1391 13:18)
    زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم طره را تاب مده تا ندهی بر بادم یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم قد برافروز که از سرو کنی آزادم شمع...
  • چند شعر کوتاه-گروس عبدالملکیان-دکلمه رضا پیربادیان (یکشنبه 7 آبان‌ماه سال 1391 13:22)
    گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم ! فضای اتاق برای پرواز کافی نبود .... باران باشد تو باشی یک خیابان بی انتها باشد .... به دنیا می گویم .... خداحافظ ! چه فرقی می کند من عاشق تو باشم یا تو عاشق من چه فرقی می کند رنگین کمان از کدام سمت آسمان آغاز می شود صدای قلب نیست صدای پای توست که شب ها در سینه ام می دوی کافی است...
  • این فصل دیگریست-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 1 آبان‌ماه سال 1391 16:50)
    بی‌آن‌که دیده بیند، در باغ احساس می‌توان کرد در طرح ِ پیچ‌پیچ ِ مخالف‌سرای باد یاءس ِ موقرانه‌ی برگی که بی‌شتاب بر خاک می‌نشیند. □ بر شیشه‌های پنجره آشوب ِ شب‌نم است. ره بر نگاه نیست تا با درون درآیی و در خویش بنگری. با آفتاب و آتش دیگر گرمی و نور نیست، تا هیمه‌خاک ِ سرد بکاوی در رویای اخگری. □ این فصل ِ دیگری‌ست که...
  • باور نمیکنددل من مرگ خویش را-سیاوش کسرایی-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 1 آبان‌ماه سال 1391 16:48)
    باور نمی کند دل من مرگ خویش را نه نه من این یقین را باور نمی کنم تا همدم من است نفسهای زندگی من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم آخر چگونه گل خس و خاشاک می شود ؟ آخر چگونه این همه رویای نو نهال نگشوده گل هنوز ننشسته در بهار می پژمرد به جان من و خاک می شود ؟ در من چه وعده هاست در من چه هجرهاست در من چه دستها به دعا مانده روز...
  • مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد-مولوی-دکلمه رضا پیربادیان (شنبه 29 مهر‌ماه سال 1391 16:45)
    مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد به خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطان که تا تختست و تا بختست او سلطان من باشد چه زهره دارد اندیشه که گرد شهر من گردد که قصد ملک من دارد چو او خاقان من باشد بدرم زهره زهره خراشم ماه را چهره برم از آسمان مهره چو او کیوان من باشد چراغ چرخ...
  • بیا متفاوت باشیم-نادر ابراهیمی-دکلمه رضا پیربادیان (شنبه 15 مهر‌ماه سال 1391 16:09)
    در این راه طولانی که ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند خواهش می‌کنم! مخواه که یکی شویم، مطلقا مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نیز باشد مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم یک ساز را، یک کتاب...
  • با همه بی سروسامانی ام-بهمنی-دکلمه رضا پیربادیان (چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1391 16:27)
    با همه ی بی سر و سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام طاقت فرسودگی ام هیچ نیست در پی ویران شدنی آنی ام آمده ام بلکه نگاهم کنی عاشق آن لحظه طوفانی ام دل خوش گرمای کسی نیستم آمده ام تا تو بسوزانی ام آمده ام با عطش سال ها تا تو کمی عشق بنوشانی ام ماهی برگشته ز دریا شدم تا تو بگیری و بمیرانی ام خوب ترین حادثه می دانمت خوب...
  • باران کـم کـم از نفس افتاده ی بهــــار-جواد کلیدری-دکلمه رضا (شنبه 18 شهریور‌ماه سال 1391 02:23)
    باران کـم کـم از نفس افتاده ی بهــــار! بر پشت بام خانه ی من آمدی چه کار؟ حسی برای تازه شدن نیست در دلم از آسمان ساکت شعرم برو کنـــــــار از دست های خشک تو آبی نمی چکد بیزارم از دو قطره ی با منت ات، نبـــار - باغی کـــه زیر پای تو پژمرد و دم نزد اندام زخم خورده ی من بود روزگار! ـ « بر ما گذشت نیک و بد اما...» تو بی...
  • داد معشوقه به عاشق پیغام-ایرج میرزا-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 13 شهریور‌ماه سال 1391 17:22)
    داد معشوقه به عاشق پیغام که کند مادر تو با من جنگ هر کجا بیندم از دور کند چهره پر چین و جبین پر آژنگ با نگاه غضب آلود زند بر دل نازک من تیر خدنگ از در خانه مرا ترد کند همچو سنگ از دهن قلماسنگ مادر سنگ دلت تا زنده ست شهد در کام من و توست شرنگ نشوم یک دل و یک رنگ ترا تا نسازی دل او از خون رنگ گر تو خواهی به وصالم برسی...
  • شبی دارم چراغانی-قیصر امین پور-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1391 15:55)
    شبی دارم چراغانی،شبی تابیدنی امشب دلی نیلوفری دارم،پری بالیدنی امشب شبی دیگر،شبی شب تر،شبی از روز روشن تر شبی پرتاب و تب دارم،تبی تابیدنی امشب نه در خوابم،نه بیدارم،سراپا چشم دیدارم که می آید به دیدارم،زنی نادیدنی امشب مشام شب پر ازبوی خوش محبوبه های شب شبی شبدر،شبی شب بو،شبی بوییدنی امشب زنی با رقصی آتشباد،از این...
  • بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما-قیصر -دکلمه رضا پیربادیان (یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1391 18:04)
    بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما نه بر لب ، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما بفرمایید هرچیزی همان باشد که می‌خواهد همان ، یعنی نه مانند من و مانندهای ما بفرمایید تا این بی‌چراتر کار عالم ؛ عشق ... رها باشد از این چون و چرا و چندهای ما سرِ مویی اگر با عاشقان داری سرِ یاری بیفشان زلف و مشکن حلقه‌ی پیوندهای ما به بالایت...
  • من پادشاه مقتدر کشوری که نیست-حسین جنتی-دکلمه رضا پیربادیان (چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1391 15:32)
    من! پادشاه مقتدر کشوری که نیست! دل بسته ام ، به همهمه ی لشکری که نیست! در قلعه، بی خبر ز غم مردمان شهر سر گرم تاج سوخته ام، بر سری که نیست! هر روز بر فراز یقین، مژده می دهم از احتمال آتیه ی بهتری که نیست! بو برده است لشکر من، بسکه گفته ام از فتنه های دشمن ویرانگری ، که نیست! من! باورم شده ست که در من، فرشته ها، پیغام...
  • در کجای عادت از آیینه پنهانم -رضا حیدری نیا-دکلمه رضا پیربادیان (پنج‌شنبه 26 مرداد‌ماه سال 1391 13:38)
    در کجای عادت از آیینه پنهانم بگو در کدامین چالش از کف رفت ایمانم بگو با کدامین ظلم غم راهی به قلبم باز کرد با کدامین صبر شد آخر به لب جانم بگو با کدامین جلوه دیگر کارم از بودن گذشت شد کجای باورم تردید مهمانم بگو در کدامین لغزش افتاد آخر این تنگ غرور گو کجا این عقل غافل گفت میدانم بگو گو لگد را در کجا این کاهلی بر بخت...
  • دو شعر از سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان (یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1391 13:35)
    میل مرگی عجیب در من است مثل شباهت سین به اصوات سادگی مثل شباهت زندگی به نون و القلم ... والکاف مثل شباهت پروانه و پری مثل شباهت عشق به حرف عین ، به حرف شین ، به حرف قاف یا بازی واژه با معنا ، چه می دانم ! هرچه هست ، همین است : از همه گریزانم ، از این همه همهمه گریزانم . دیگر سر هیچ بازاری نخواهم رفت دیگر برای هیچ کسی...
  • حال همه ما خوب است-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان (شنبه 14 مرداد‌ماه سال 1391 12:36)
    سلام! حال همه ما خوب است ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند با این همه عمری اگر باقی بود طوری از کنار زندگی می گذرم که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمان تا یادم نرفته است،بنویسم حوالی خواب های ما سال پر بارانی بود می دانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای...
  • نماز-اخوان-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1391 15:19)
    با غ بود و دره - چشم انداز پر مهتاب، ذات ها با سایه های خود هم اندازه. خیره در آفاق و اسرار عزیز شب، چشم من – بیدار و چشم عالمی در خواب. نه صدائی جز صدای رازهای شب، و آب و نرمای نسیم و جیرجیرک ها، پاسداران حریم خفتگان باغ، و صدای حیرت بیدار من (من مست بودم، مست) خاستم از جا سوی جو رفتم، چه می آمد آب. یا نه، چه می رفت،...
  • آواز عاشقانه ی مادردر گلو شکست-قیصر امین پور-دکلمه رضا پیربادیان (یکشنبه 1 مرداد‌ماه سال 1391 13:39)
    آواز عاشقانه ی مادر در گلو شکست حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست دیگر دلم هوای سرودن نمی کند تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست سربسته ماند بغض گره خورده در دلم آن گریه های عقده گشا در گلو شکست ای داد، کس به داغ دل باغ، دل نداد ای وای، های های عزا در گلو شکست آن روزها ی خوب که دیدیم، خواب بود خوابم پرید و خاطره ها در گلو...
  • خواجه بیا خواجه بیا-مولوی-دکلمه رضا پیربادیان (چهارشنبه 28 تیر‌ماه سال 1391 18:01)
    خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا دفع مده دفع مده ای مه عیار بیا عاشق مهجور نگر عالم پرشور نگر تشنه مخمور نگر ای شه خمار بیا پای تویی دست تویی هستی هر هست تویی بلبل سرمست تویی جانب گلزار بیا گوش تویی دیده تویی وز همه بگزیده تویی یوسف دزدیده تویی بر سر بازار بیا از نظر گشته نهان ای همه را جان و جهان بار دگر رقص کنان...
  • دلم برای کسی تنگ است -حمید مصدق-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 26 تیر‌ماه سال 1391 14:21)
    دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گل های باغ می آورد وگیسوان بلندش را - به بادها می داد و دست های سپیدش را - به آب می بخشید دلم برای کسی تنگ است که آن دونرگس جادو را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت و...
  • اما نیستی-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 14:33)
    اما نیستی تا اضطراب جهان را کنار تو در ترانه ای کوچک خلاصه کنم. اما نیستی تا شب تشویش هر شب خویش را در اشتعال گریه ها و گورها روشن کنم. اما نیستی تا در دهان داس برویم و در پریشانی شعله پرپر شوم. اما نیستی... شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان
  • حالا حوالی همین روزهای مثل هم-صالحی-دکلمه رضا پیربادیان (جمعه 9 تیر‌ماه سال 1391 13:04)
    حالا حوالی همین روزهای مثل هم برای دور افتاده ترین دختر دریاها از نشانی مه آلود مسافری بنویس که روزی از سمت سرشارترین بوسه ها خواهد آمد دستش را خواهد گرفت و او با زورق پریان پرده پوش به خواب بی پایان گل سرخ و پروانه خواهد برد یعنی جواب آن همه علاقه آیا همین تو دور و من دور و گریه هامان که بی گفت و گو...!؟ هی رازانه ی...
  • با این غروب از غم سبز چمن بگو -سایه-دکلمه رضا پیربادیان (چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1391 12:55)
    با این غروب از غم سبز چمن بگو اندوه سبزه های پریشان به من بگو اندیشه های سوخته ی ارغوان بین رمز خیال سوختگان بی سخن بگو آن شد که سر به شانه ی شمشاد می گذاشت آغوش خک و بی کسی نسترن بگو شوق جوانه رفت ز یاد درخت پیر ای باد نوبهار ز عهد کهن بگو آن آب رفته باز نیاید به جوی خشک با چشم تر ز تشنگی یاسمن بگو از ساقیان بزم...
  • آمدی جانم به قربانت-شهریار-دکلمه رضا پیربادیان (چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1391 12:35)
    آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بى وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟ نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی سنگدل این زودتر مى خواستی, حالا چرا؟ عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست من که یک امروز مهمان توأم, فردا چرا؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟ ای شب هجران که یک دم در...
  • در زیر آسمان باختر-نادر پور-دکلمه رضا پیربادیان (سه‌شنبه 6 تیر‌ماه سال 1391 01:44)
    از کوچه‌های خاطره‌ی من امشب، صدای پای تو می‌آید، آه ای عزیزِ دور! آیا به شهر غربت من پانهاده‌ای؟ اینجا، پرندگان سحر در من میلِ گذشتن از سرِ عالم را بیدار می‌کنند، اما، شبانگهان: دیوارها اسارت پنهانیِ مرا تکرار می‌کنند. اینجا، مرا چگونه توانی یافت؟ من، از میان مردمِ بیگانه کس را به غیرِ خویش نمی‌بینم تصویر من در آینه،...
  • چند شعر از نزار قبانی-دکلمه رضا پیربادیان (جمعه 2 تیر‌ماه سال 1391 14:53)
    هر وقت تو را می بینم از شعرهایم ناامید می شوم فکر وقتی با تو هستم تو زیبایی... زیباییت آن قدر است که وقتی به آن فکر می کنم زبان می خشکد کلمات له له می زنند و مفردات شعر... از تشنگی نجاتم بده کمتر زیبا باش تا شاعر شوم معمولی باش سرمه بکش،عطر بزن،حامله شو،بزا مثل همه زنان باش! تا با کلمات تا با زبان آشتی کنم ....
  • چاووشی-احوان ثالث-دکلمه رضا پیربادیان (شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1391 22:29)
    بسان رهنوردانی که در افسانه ها گویند گرفته کولبار زاد ره بر دوش فشرده چوبدست خیزران در مشت گهی پر گوی و گه خاموش در آن مهگون فضای خلوت افسانگیشان راه می پویند ما هم راه خود را می کنیم آغاز سه ره پیداست نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر حدیثی که ش نمی خوانی بر آن دیگر نخستین : راه نوش و راحت و شادی به ننگ آغشته ، اما رو به...
  • آخر زنی و میشناسمت-یاسر اکبری-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 22 خرداد‌ماه سال 1391 14:36)
    بانوی عصر آهنی و می شناسمت جلاد خوشگل منی و می شناسمت تاریک ،سر به زیر ، مه آلود، بی خیال صبح عبوس لندنی و می شناسمت انگار قند توی دلم آب می کنند وقتی که زنگ می زنی و می شناسمت می دانم از شکنجه من شاد می شوی آخر زنی ، زنی ، زنی و می شناسمت یک روز صبح بی که خداحافظی کنی دل را یواش می کنی و می شناسمت شنیدن دکلمه با صدای...
  • دردهای من-قیصر امین پور-دکلمه رضا پیربادیان (یکشنبه 21 خرداد‌ماه سال 1391 11:31)
    دردهای من جامه نیستند تا ز تن در آورم چامه و چکامه نیستند تا به رشته ی سخن درآورم نعره نیستند تا ز نای جان بر آورم دردهای من نگفتنی دردهای من نهفتنی است دردهای من گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست درد مردم زمانه است مردمی که چین پوستینشان مردمی که رنگ روی آستینشان مردمی که نامهایشان جلد کهنه ی شناسنامه هایشان درد می کند...
  • زنان عامی-آنجلا فیگرا ای مریش-دکلمه رضا پیربادیان (جمعه 19 خرداد‌ماه سال 1391 16:29)
    زنان در بازار آنجلا فیگرا ای مریش-شاعر اسپانیایی ترجمه:فریده حسن‏ زاده‏ منبع : کتاب شعر زنان جهان – موسسه ی اننتشارات نگاه زنان عامی همه ی عمر آمیزه ای از آهک و دوغابند، خشت های متراکم در قالب های آهنی زنگ زده. چشمانشان سرد وبی روح ، همچون برفاب و موهایشان پژولیده همچون علف های لگد مال شده در رگانشان خونی ترشیده جاری...
  • به تو ایمانی سرشار دارم-آنتونیا پوزی-دکلمه رضا پیربادیان (چهارشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1391 15:23)
    به تو ایمانی سرشار دارم آن تو نیا پوزی-شاعر ایتالیایی ترجمه:فریده حسن‏ زاده‏ منبع : کتاب شعر زنان جهان – موسسه ی اننتشارات نگاه به تو ایمانی سرشار دارم من بر این باروم که می‏ تو انم قرنهای قرن تاریکی را چشم انتظار صدای تو بمانم در سکوت محض. همچون خورشید بر همه اسرار واقفی: در تو این تو ان را می‏ یابم که در اعماق معادن...
( تعداد کل: 543 )
صفحه قبلی    1       ...       15       16       17       18       19    صفحه بعدی