X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com

عناوین یادداشت‌ها 

  • انهدام- نصرت رحمانی-دکلمه رضا پیربادیان (چهارشنبه 9 دی‌ماه سال 1394 20:02)
    این روزها اینگونه ام ،‌ببین: دستم، چه کند پیش می رود،‌انگار هر شعر باکره ای را سروده ام پایم چه خسته می کشدم ،‌گوئی کت بسته ا زخَم هر راه رفته ام تا زیر هرکجا حتی شنوده ام هربار شیون تیر خلاص را ای دوست این روزها با هرکه دوست می شوم احساس می کنم آنقدر د وست بوده ایم که دیگر وقت خیانت است انبوه غم حریم و حرمت خود را از...
  • عشق وشادی را با تو می اغازم -غادة السمان-دکلمه رضا پیربادیان (یکشنبه 6 دی‌ماه سال 1394 20:53)
    عشق وشادی را با تو می اغازم وتو را به پادشاهی قلمروخاطرات برمی گزینم پادشاهی که در نداری دست وپا می زند ورعیتش دلدادگان وگل ها وگنجشکانند قسم به خون من وتو به سلسله رازها به اجاق عاشقان در دل دشت قسم به دریا به ستاره ها در شب صاف بیابان قسم به چای سرد شده در فرودگاه های وحشت قسم به هر آن چه دوست می دارم ونمی دارم...
  • عاشق زنی مشو که میاندیشد-مارتا ریورا گاریدو-دکلمه رضا پیربادیان (جمعه 4 دی‌ماه سال 1394 18:59)
    عاشق زنی مشو که می اندیشد، که می داند، که داناست، که توان پرواز دارد، به زنی که خود را باور دارد! عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن، می‌خندد یا می‌گرید، که قادر است جسمش را به روح بدل کند، و از آن بیشتر،"عاشق شعر است"! (اینان خطرناک‌ترین‌ها هستند) و یا زنی که می‌تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد، و یا که...
  • همه هستی من ایه تاریکیست -فروغ فرخزاد-دکلمه رضا پیربادیان (سه‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1394 19:11)
    همه هستی من ایه تاریکیست که ترا در خود تکرار کنان به سحرگاه شکفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد من در این ایه ترا آه کشیدم آه من در این ایه ترا به درخت و آب و آتش پیوند زدم زندگی شاید یک خیابان درازست که هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد زندگی شاید ریسمانیست که مردی با آن خود را از شاخه می آویزد زندگی شاید طفلی است که...
  • ﺗَﻪ ﺍُﺗُﻮﺑﻮﺱ، ﺁﻥ ﺻَﻨﺪَﻟﯽ ﺁﺧَﺮ، ﮐِﻨﺎﺭِ ﺷﯿﺸﻪ-پریسا زابلی پور-دکلمه رضا پیربادیان (پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1394 20:46)
    ﺗَﻪ ﺍُﺗُﻮﺑﻮﺱ، ﺁﻥ ﺻَﻨﺪَﻟﯽ ﺁﺧَﺮ، ﮐِﻨﺎﺭِ ﺷﯿﺸﻪ ﺑِﻬﺘَﺮﯾﻦ ﺟﺎﯼِ ﺩُﻧﯿﺎﺳﺖ ﺑَﺮﺍﯼ ﺁﻧﮑﻪ ﻣُﭽﺎﻟﻪ ﺷَﻮﯼ ﺩَﺭ ﺧُﻮﺩَﺕ ﺳَﺮَﺕ ﺭﺍ ﺑِﭽَﺴﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﻭ ﺯُﻝ ﺑِﺰَﻧﯽ ﺑﻪ ﯾِﮏ ﺟﺎﯼِ ﺩﻭﺭ ﻭ ﻓِﮑﺮ ﮐُﻨﯽ ﺑﻪ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ... ﻭ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﯽ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺁﺯﺍﺭَﺕ ﻣﯿﺪَﻫَﺪ ... ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﭼِﺸﻤﻬﺎﯾَﺖ ﺧﯿﺲ ﺷَﻮﺩ، ﺍَﺯﺣُﻀُﻮﺭِ ﭘُﺮ ﺭَﻧﮓِ ﯾِﮏ ﺧﯿﺎﻝ ﻭ ﯾﺎﺩَﺕ ﺑِﺮَﻭَﺩ ﻣَﻘﺼَﺪَﺕ...
  • پیاده امده بودم پیاده خواهم رفت- کاظم کاظمی-دکلمه رضا پیربادیان (چهارشنبه 11 آذر‌ماه سال 1394 11:14)
    غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌ پیاده آمده‌ بودم‌، پیاده خواهم رفت‌ طلسم غربتم امشب شکسته خواهدشد و سفره‌ای که تهی ‌بود، بسته خواهدشد و در حوالی شبهای عید، همسایه‌! صدای گریه نخواهی شنید، همسایه‌! همان غریبه که قلک نداشت‌، خواهد رفت‌ و کودکی که عروسک نداشت‌، خواهد رفت‌  منم تمام افق را به رنج گردیده‌، منم که هر که...
  • حال آدم که دست خودش نیست-شهریار بهروز-دکلمه رضا پیربادیان (شنبه 7 آذر‌ماه سال 1394 23:54)
    حال آدم که دست خودش نیست عکسی می بیند ترانه ای می شنود خطی می خواند اصلن هیچی هم نشده یکهو دلش ریش می شود … حالا بیا وُ درستش کن آدمِ دلگیر منطق سرش نمی شود برای آن ها که رفته اند آن ها که نیستند , می گرید دلتنگ می شود حتی برای آنها که هنوز نیامده اند … دل که بلرزد دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست این وقت ها انگار کنار...
  • فراموش می شوم - لیلا کردبچه -دکلمه رضا پیربادیان (پنج‌شنبه 5 آذر‌ماه سال 1394 20:43)
    فراموش می شوم راحت تر از ردپایی بر برف که زیر برفی تازه دفن می شود راحت تر از خاطره ی عطر گیجی در هوا که با رهگذری تازه از کنارت رد می شود و راحت تر از آنکه فکر کنی فراموش می شوم و چقدر دروغ گفتن در پاییز راحت است ! وقتی یادت نمی آید کدام یکشنبه عاشق ترین زن دنیا بودم و کدام یکشنبه پیراهنت آنقدر آبی بود یادت نمی آید و...
  • یادتان هست شبی را که سفر می کردید -فریبا عباسی-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 2 آذر‌ماه سال 1394 22:11)
    یادتان هست شبی را که سفر می کردید قول دادید و گفتید که بر میگردید دست من را که گرفتید کمی جاخوردم تازه فهمیدم و دیدم که شما هم سردید حرف دل بود که در چشم شما یخ می زد حرفهایی که به گفتار نمی آوردید دوری از شخص شما باز عذابم می داد و دلم خوش به همین بود که بر می گردید یادتان هست که گفتم پس از این می میرم منم و یک دل...
  • چه کسی چنان که ما عاشقیم-پابلو نرودا-دکلمه رضا پیربادیان (جمعه 29 آبان‌ماه سال 1394 18:58)
    چه کسی چنان که ما عاشقیم عاشق تواند بود ؟ بگذار بوسه ها مان یک به یک جاری شوند تا گلی بی معنا مفهومی دوباره یابد بگذار عشقی را عاشق باشیم که شمایلش تا قلب زمین رسوخ کرده باشد عشق را دوباره بنا کن عشق مدفون زمستانی را که در نیستان یکی خزان سرگشود و اکنون از میان ابدیت لب های مدفون عبور می نماید شنیدن دکلمه با صدای رضا...
  • بارانی که روزها-گروس عبدالملکیان-دکلمه رضا پیربادیان (یکشنبه 24 آبان‌ماه سال 1394 19:12)
    بارانی که روزها بالای شهر ایستاده بود عاقبت بارید تو بعدِ سال ها به خانه ام می آمدی... تکلیفِ رنگ موهات در چشم هام روشن نبود تکلیفِ مهربانی ، اندوه ، خشم و چیزهای دیگری که در کمد آماده کرده بودم تکلیفِ شمع های روی میز روشن نبود من و تو بارها زمان را در کافه ها و خیابان ها فراموش کرده بودیم و حالا زمان داشت از ما...
  • چند سال بعد-مارگارت آتوود-دکلمه رضا پیربادیان (چهارشنبه 20 آبان‌ماه سال 1394 22:35)
    چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمی کنیم توی خیابان با هم روبرو می شویم. تو از روبرو می آیی. هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر می داری فقط کمی جا افتاده تر شده ای... قدم هایم آهسته تر می شود... به یک قدمی ام می رسی و با چشمان نافذت مرا کامل برانداز می کنی! درد کهنه ای از اعماق قلبم تیر می کشد... و رعشه ای می...
  • حکایتِ بارانِ بی امان است-شمس لنگرودی-دکلمه رضا پیربادیان (یکشنبه 17 آبان‌ماه سال 1394 21:41)
    حکایتِ بارانِ بی امان است این گونه که من دوستت می‌دارم ... شوریده وار و پریشان باریدن بر خزه ها و خیزاب‌ها به بی‌راهه و راه‌ها تاختن بی‌تاب ٬ بی‌قرار دریایی جستن و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن و تو را به یاد آوردن حکایت بارانی بی‌قرار است این گونه که من دوستت می‌دارم ... شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان
  • نگران نباش ، حال من خوب است ، بزرگ شده ام-دکلمه رضا پیربادیان (شنبه 16 آبان‌ماه سال 1394 21:48)
    نگران نباش ، حال من خوب است ، بزرگ شده ام دیگر آنقدر کوچک نیستم که در دلتنگی هایم گم شوم آموخته ام که این فاصله ی کوتاهِ بین لبخند و اشک نامش زندگیست آموخته ام که دیگر دلم برای نبودنت تنگ نشود راستی ، بهتر از قبل دروغ می گویم… “حال من خوب است” ، خوبِ خوب….. شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان
  • مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند-مژگان عباسلو-دکلمه رضا پیربادیان (شنبه 2 آبان‌ماه سال 1394 21:37)
    مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش! موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟ مثل مادر ، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند اشک می‌فهمد...
  • دلم برای کسی تنگ است -حمید مصدق-دکلمه رضا پیربادیان (سه‌شنبه 28 مهر‌ماه سال 1394 18:44)
    دلم برای کسی تنگ است که آفتاب صداقت را به میهمانی گل های باغ می آورد وگیسوان بلندش را - به بادها می داد و دست های سپیدش را - به آب می بخشید دلم برای کسی تنگ است که آن دونرگس جادو را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است که همچو کودک معصومی دلش برای دلم می سوخت و...
  • ای یار دور دست که دل می بری هـنوز-حسین منزوی-دکلمه رضا پیربادیان (چهارشنبه 22 مهر‌ماه سال 1394 18:38)
    ای یار دور دست که دل می بری هـنوز چون آتش نهفته به خـاکـستـری هـنـوز هر چند خط کشیده بـر آیـیـنه ات زمـان در چشمم از تمام خوبان، سـری هـنـوز سـودای دلـنـشـیـن نـخـستین و آخرین! عـمـرم گذشت و تـوام در سـری هـنـوز ای چلچراغ کهنه که زآن سوی سال ها از هـر چـراغ تـازه، فـروزان تــری هـنــوز بـالـیـن و بـسـتـرم، هـمـه از گل...
  • آرامش تمام غزلها مرا ببخش-امیر طاهری-دکلمه رضا پیربادیان (جمعه 17 مهر‌ماه سال 1394 12:28)
    آرامـشِ تمام غزلها ، مرا ببخـش رنجانده ام اگرکه دلت را مرا ببخش مقـصود و مقصد شعـرم فقط تویی زیباترین ترانه ی دنیا مرا ببخش دلگیر میشوی و ، دمی دم نمیزنی سنگِ صبورِاین شب یلدا مرا ببخش شرمنده ام که کام تو را تلخ میکنم ای ماهرویِ صادق و زیبا مرا ببخش من عاشقانه دوست دارمت ، فقط همین این را قبول میکنی آیا ؟ مرا ببخش...
  • لینک کانال دکلمه های رضا پیربادیان در تلگرام (جمعه 10 مهر‌ماه سال 1394 12:26)
    لینک کانال دکلمه های رضا پیربادیان در تلگرام . روی لینک کلیک کنید با موبایل وارد کانال میشوید و دکلمه ها را میشنوید https://telegram.me/deklamehayepirbadian
  • تو کیستی که پراکنده در هوای منی-محمد سعید عرفانی منش-دکلمه رضا پیربادیان (پنج‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1394 09:47)
    تو کیستی که پراکنده در هوای منی تنیده ای به وجودم ولی سوای منی کجای زمزمه هایم،کجای حادثه ای؟ کجا بجویمت ای جان،که ناکجای منی گره زدی به نگاهت کلاف چشم مرا به این گره زدنت هم گره گشای منی درین هجوم سیاهی که ماه پیدا نیست چه باکم از بیراهه؟که روشنای منی کسی شبیه تو درمن،مرا به دریا برد رسیده ام به یقین:این که ناخدای...
  • رفتنت آغاز ویرانیست-فرامرز عرب عامری-دکلمه رضا پیربادیان (شنبه 4 مهر‌ماه سال 1394 16:14)
    رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ابتدای یک پریشانیست حرفش را نزن گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو چشمهایم بی تو بارانیست حرفش را نزن آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا دل شکستن کار آسانیست حرفش را نزن عهد بستی با نگاه خسته ای محرم شوی گر نگاه خسته ما...
  • پیدا بکن یک آدم آدم‌تری را -سید مهدی موسوی-دکلمه رضا پیربادیان (پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1394 21:56)
    پیدا بکن یک آدم آدم‌تری را و شانه‌های محکم و محکم‌تری را آقای خوبی که دلش سنگی نباشد معشوق‌های دوستت دارم‌تری را من را رهاکن، هرچه ‌می‌خواهی تو داری از دست خواهی داد چیز کمتری را با گیسوانت باد بازی کرد و رقصید و زد رقـم آینده‌ی درهم‌تری را تو آخر این داستان باید بخندی پس امتحان کن عاشق بی‌غم‌تری را من می‌روم آرام...
  • نگاه میکنی به من-لیلا کردبچه-دکلمه رضا پیربادیان (جمعه 27 شهریور‌ماه سال 1394 14:04)
    یک روز سطری از این شعر مثل سوت قطاری از کنار گوشَت عبور می کند واژه ها برایت دست تکان می دهند خاطره ها مثل آشنایان دورت به تو نزدیک می شوند و فکر می کنی چرا نبض این شعر برای تو اینقدر تند می زند ؟ - نگاهم می کنی و چشم هایت چقدر خسته اند ! انگار از تماشای منظره ای دور برگشته اند .. نگاه می کنی به من برفی که بر موهایم...
  • تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببری-شهراد میدری-دکلمه رضا پیربادیان (شنبه 21 شهریور‌ماه سال 1394 18:51)
    تو غلط میکنی این گونه دل از ما ببری سر خود آینه را غرق تماشا ببری مرده شور من ِ عاشق که تو را می خواهم گور بابای دلی را که بـــه اغوا ببری چه کسی داد اجازه که کنی مجنونم به چه حقی مثلن شهرت لیلا ببری به من اصلن چه که مهتابی و موی تو بلند چه کسی گفته مرا تا شب یلدا ببری بخورد توی سرم پیک سلامت بادت آه، از دست شرابی که...
  • هوا خوبه، تو هم خوبی، منم بهتر شدم انگار-یغما گلرویی-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 16 شهریور‌ماه سال 1394 17:28)
    هوا خوبه، تو هم خوبی، منم بهتر شدم انگار یه صبح دیگه عاشق شو، به یاد اولین دیدار به روت وا میشه چشمایی که با یاد تو می بستم چه احساسی از این بهتر، تو خوابم عاشقت هستم تو می چرخی به دور من کنارت شعله ور می شم تو تکراری نمی شی من بهت وابسته تر می شم تبت هر صبح با من بود، تب گل های داوودی تبی که تازه می فهمم تو تنها...
  • از تنم تا تنش یک وجب بود-یاسر قنبرلو-دکلمه رضا پیربادیان (پنج‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1394 14:00)
    از تنم تا تنش یک وجب بود وقت چسبیدن لب به لب بود عقل! امّا جدایی‌طلب بود بود! اما دخالت نمی‌کرد! عشق ِمن، لکه‌ی دامنش بود من حواسم به پیراهنش بود او حواسش به مرز تنش بود بود! امّا رعایت نمی‌کرد! آن شب از جان مستم چه می‌خواست دست او روی دستم چه می‌خواست وسوسه از شکستم چه می‌خواست تف بر این ارتجاع ِصعودی! دستش افتاد در...
  • قاصدک-اخوان ثالث-دکلمه رضا پیربادیان (دوشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1394 13:08)
    قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟ از کجا وز که خبر آوردی ؟ خوش خبر باشی ، اما ،‌اما گرد بام و در من بی ثمر می گردی انتظار خبری نیست مرا نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کورند و کرند دست بردار ازین در وطن خویش غریب قاصد تجربه های همه تلخ با دلم...
  • خانم ! اجازه هست که در قصّه ای جدید-حامد ابراهیم پور-دکلمه رضا پیربادیان (چهارشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1394 18:40)
    خانم ! اجازه هست که در قصّه ای جدید تصمیمتان عوض شود و عاشقم شوید ؟ ! آخر تو هیچ وقت قدیمی نمی شوی مانند آرزوی خرید لباس عید آخر تو . . . بگذریم ، چه تغییر می کند ؟ اوضاع ما دو تا پس ازین مدّت مدید آنروز ـ یادم است ـ زنِ دستهای تو بد جور مردِ دست مرا کرد نا امید هی نبض دستهای من آنروز می نشست هی پلک چشمهای من آنروز می...
  • شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشد-فریبا عباسی-دکلمه رضا پیربادیان (جمعه 23 مرداد‌ماه سال 1394 16:12)
    شده عشقت به کسی بیشتر از حد باشد هرچه خوبی بکنی با دل تو بد باشد تو به ایمان برسی اینکه کسی جز او نیست او بر عکس تو به هرچیز مردد باشد تو به هر در بزنی تا که به دست آوریش و جوابش به تو یک عمر فقط رد باشد بنشینی دو سه تا شعر بگویی که مگر یکی از این همه شعری ،که بخواهد باشد همه دلداده ترین فرد تو را بشناسند او به دلسنگ...
  • ترانه فرانسوی "ترکم نکن" از ژاک برل-دکلمه رضا پیربادیان (یکشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1394 00:26)
    Ne me quitte pas Il faut oublier Tout peut s’oublier Qui s’enfuit déjà Oublier le temps Des malentendus Et le temps perdu A savoir comment Oublier ces heures Qui tuaient parfois A coups de pourquoi Le coeur du bonheur Ne me quitte pas Ne me quitte pas Ne me quitte pas Ne me quitte pas ترکم مکن باید فراموش کرد همه آنچه...
( تعداد کل: 453 )
صفحه قبلی    1       ...       3       4       5       6       7       ...       16    صفحه بعدی