X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
شنبه 8 اسفند‌ماه سال 1394

وه! چه شب های سحر سوخته-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان

وه! چه شب های سحر سوخته
من
خسته
در بستر ِ بی خوابی ِ خویش
در ِ بی پاسخ ِ ویرانه ی هر خاطره را کز تو در آن
یادگاری به نشان داشته ام کوفته ام

کس نپرسید ز کوبنده ولیک
با صدای تو که می پیچد در خاطر ِ من:
« - کیست کوبنده ی در؟»

هیچ در باز نشد
تا خطوطِ گم رو رویایی ِ رخسار ِ‌تو را
باز یابم من یک بار ِ دگر...

آه! تنها همه جا، از تکِ تاریک، فراموشی ِ کور
سوی من داد آواز
پاسخی کوته و سرد.

راست است این سخنان:
من چنان آینه وار
در نظر گاهِ‌ تو اِستادم پاک،
که چو رفتی ز برم
چیزی از ما حصل ِ عشق ِ تو بر جای نماند
در خیال ونظرم
غیر ِ اندوهی در دل، غیر ِ نامی به زبان،
جز خطوطِ گم و نا پیدایی
در رسوب ِ غم ِ روزان و شبان...

لیک ازین فاجعه ی ناباور
با غریوی که
ز دیدار ِ به نا هنگام ات
ریخت در خلوت و خاموشی ِ دهلیز ِ فراموشی ِ من،
در دل ِ آینه
باز
سایه می گیرد رنگ
در اتاق ِ تاریک
شبحی می کشد از پنجره سر،
در اجاق ِ‌خاموش
شعله ای می جهد از خاکستر

من درین بستر ِ بی خوابی ِ راز
نقش ِ‌رویائی ِ رخسار ِ تو می جویم باز

با همه چشم تو را می جویم
با همه شوق تو را می خوانم
زیر ِ‌لب باز تو را می خوانم
دائم آهسته به نام

ای مسیحا!
اینک!
مرده ای در دل ِ تابوت تکان می خورد آرام
آرام
آرام . . .

آرام . . .



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: شاملو
پنج‌شنبه 29 بهمن‌ماه سال 1394

چه بی تابانه می خواهمت-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان


چه بی تابانه می خواهمت

ای دوریت آزمون تلخ زنده بگوری !

چه بی تابانه تو را طلب می کنم !

بر پشت سمندی

گویی

نوزین

که قرارش نیست.

و فاصله

تجربه یی بیهوده است.

بوی پیرهنت

این جا

و اکنون.

کوه ها در فاصله

سردند.

دست

در کوپه و بستر

حضور مأنوس دست تو را می جوید .

و به راه اندیشیدن

یاس را

رج می زند.

بی نجوای انگشتانت

فقط.

و جهان از هر سلامی خالی است




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: شاملو
دوشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1394

من درد بوده ام-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان

من درد بوده ام... همه من درد بوده ام!!!
من درد بوده ام،
          همه من درد بوده ام.
گفتی پوست واره یی استوار به دردی،
چونان طبل 
      خالی و فریادگر
                 -درون مرا که خراشید تام... تام از درد بینبارد؟-
و هر اندام ام از شکنجه ی فسفرینِ درد مشخص بود
                     در تمامت بیداری خویش     هر نماد و نمود را 
                                             با احساس عمیق درد    دریافتم...
عشق آمد و دردم از جان گریخت....
                          خود در آن دم که به خواب می رفتم، 
                                                             آغاز از پایان آغاز شد.
تقدیر من است این همه، یا سرنوشت توست... یا لعنتی است جاوانه؟!
           که این فروکش درد خود انگیزه ی دردی دیگر بود....
که هنگامی به آزادی عشق اعتراف می کردی
                          که جنازه ی محبوس را از زندان می بردند....
از کجا آمده ای
ای که می باید اکنونت را 
      این چنین   
          به دردی تاریک کننده
                                     غرقه کنی!
از کجا آمده ای؟
و ملال در من جمع می آید
               و کینه یی دم افزون به شمار حلقه های زنجیرم...
        چون آب ها....
                    راکد و تیره....

                                 که درماندابی...!




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان



برچسب‌ها: شاملو، شعر نو
شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1394

بوسه های تو - گنجشککان پر گوی باغند-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان

بوسه های تو
گنجشککان پر گوی باغند
و پستان هایت کندوی کوهستان هاست
و تنت
رازی ست جاودانه
که در خلوتی عظیم
با منش در میان می گذارند

تن تو آهنگی ست
و تن من کلمه ئی ست که در آن می نشیند
تا نغمه ئی در وجود اید :
سرودی که تداوم را می تپد

در نگاهت همه مهربانی هاست :
قاصدی که زندگی را خبر می دهد
و در سکوتت همه صداها :

فریادی که بودن را تجربه می کند



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: شاملو
پنج‌شنبه 10 بهمن‌ماه سال 1392

یله بر نازکای چمن رها شده باشی-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان


یله
بر نازکای چمن
رها شده باشی
پا در خنکای شوخ چشمه‌ئی،
و زنجره
زنجیره بلورین صدایش را ببافد.
در تجرّد شب
واپسین وحشت جانت
ناآگاهی از سرنوشت ستاره باشد،
غم سنگینت
تلخی ساقه علفی که به دندان می‌فشری.
هم‌چون حبابی ناپایدار
تصویر کامل گنبد آسمان باشی
و روئینه
به جادوئی که اسفندیار.
مسیر سوزان شهابی
خطّ رحیل به چشمت زند،
و در ایمن‌تر کنج گمانت
به خیال سست یکی تلنگر
آبگینه عمرت
خاموشی
درهم شکند.






دانلود

برچسب‌ها: شاملو، شعر نو
سه‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1392

از یاد مبر که ما انسان را رعایت کرده ایم-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان


آه،تو می‌دانی
می‌دانی که مرا
سر باز گفتن بسیاری حرف‌هاست
هنگامی که کودکان
در پس دیوار باغ
با سکه‌های فرسوده
بازی کهنه زندگی را
آماده می‌شوند
می‌دانی
تو می‌دانی
که مرا
سر بازگفتن کدامین سخن است
از کدامین درد.

-------------------
پیمانه ها به چهل رسید و آن برگشت.
افسانه های سرگردانیت
- ای قلب در به در! -
به پایان خویش نزدیک میشود.

بیهوده مرگ
به تهدید
چشم می دراند.
ما به حقیقت ساعت ها
شهادت نداده ایم
جز به گونه این رنجها
که از عشق های رنگین آدمیان
به نصیب برده ایم
چونان خاطره ئی هر یک
در میان نهاده
از نیش خنجری
با درختی.

با این همه از یاد مبر
که ما
- من وتو -
انسان را
رعایت کرده ایم.
------------
قلبم را در مجری ِ کهنه ئی
پنهان می کنم
در اتاقی که دریچه ئیش
نیست.
از مهتابی
به کوچه تاریک
خم می شوم
وبه جای همه نومیدان
میگریم.

آه
 من
حرام شده ام!

با این همه - ای قلب در به در!-
از یاد مبر
که ما
- من وتو -
عشق را رعایت کرده ایم،
از یاد مبر
که ما
- من و تو -
انسان را
رعایت کرده ایم،
خود اگر شاهکار خدابود
یا نبود




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: شاملو، شعر نو
چهارشنبه 29 آبان‌ماه سال 1392

آه اگر آزادی سرودی می خواند-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان

آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک ، همچون گلوگاه پرنده ای ،

هیچ کجا ، دیواری فروریخته برجای نمی ماند

سالیان بسیار نمی بایست دریافتن را ،ـ

که هر ویرانه نشانی از غیاب انسانی ست ، که حضور انسان آبادانی ست

همچون زخمی همه عمر خونابه چکیده

همچون زخمی همه عمر به دردی خشک تپنده

به نعره ای چشم بر جهان گشوده

به نفرتی از خود شونده


غیاب بزرگ چنین بود

سرگذشت ویرانه چنین بود!

آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک ، کوچکترحتا ، از گلوگاه یکی پرنده!



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: شاملو، شعر نو
شنبه 22 تیر‌ماه سال 1392

از رنجی خسته ام که ازآنِ من نیست-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان

از رنجی خسته ام که ازآنِ من نیست
بر خاکی نشسته ام که ازآنِ من نیست
با نامی زیسته ام که ازآنِ من نیست
از دردی گریسته ام که ازآنِ من نیست
از لذّتی جان گرفته ام که ازآنِ من نیست

به مرگی جان می سپارم که ازآنِ من نیست.


شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان


دانلود دکلمه

برچسب‌ها: شاملو، شعر نو
چهارشنبه 19 تیر‌ماه سال 1392

گر بدین سان زیست باید پست-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان

گر بدین سان زیست باید پست

من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم

بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچه بن بست

 

گر بدین سان زیست باید پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه

یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: شاملو، شعر نو
پنج‌شنبه 15 فروردین‌ماه سال 1392

در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست میدارم-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان

در فراسوی مرزهای تنت تو را دوست میدارم.

آینه ها و شب پره های مشتاق را به من بده

روشنی و شراب را

آسمان بلند و کمان گشاده ی پل

پرنده ها و قوس و قزح را به من بده

و راه آخرین را

در پرده ای که می زنی مکرر کن.

در فراسوی مرزهای تن ام

تو را دوست می دارم.

در آن دور دست بعید

که رسالت اندامها پایان میپذیرد.

و شعله و شور تپش ها و خواهش ها

به تمامی

فرو می نشیند٬

و هر معنا قالب لفظ را وامیگذارد

چنان چون روحی

که جسد را در پایان سفر٬

تا به هجوم کرکس های پایانش وانهد...


در فراسوهای عشق٬

تو را دوست میدارم

در فراسوهای پرده و رنگ.

در فراسوهای پیکرهایمان

با من وعده ی دیداری بده...


شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان




دانلود دکلمه

برچسب‌ها: شاملو، شعر نو
( تعداد کل: 20 )
صفحه قبلی    1       2