X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
یکشنبه 9 خرداد‌ماه سال 1395

یاروس لاوسایفرت-ترجمه فریده حسن زاده -دکلمه رضا پیربادیان

اگر عشق چیزیست فراتر از
تماسی ساده
که هست
گاه بس است چکیدن ناگاه شبنمی بر دستت
از برگ گلی
سرت ناگاه گیج میرود
گویی رطلی گران زده ای
با جانی عطشناک.

اگر عشق هزار تویی ست
پر از آیینه های تابنده
که هست
من گام بر آستانش نهاده و
داخل شده ام
و تا امروز
مسحور نور آینه های آن
را خروج را نیافته ام



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: فریده حسن زاده
پنج‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1392

پیری-بلند الحیدری-دکلمه رضا پیربادیان

پیری


زمستانی دیگر ،
و این منم ،
مردی کنار بخاری دیواری ،
دررؤیای زنی که مرد رؤیا های او باشم ،
و چون در میان نهم با او رازم را
پنهانش بدارد در سینه ،
بی نیشخندی بر لب .
روزهایی که رنگ می بازند آرام آرام
و این رؤیا که یک بار دیگر درخشیدن گیرم
جون نور ،
و او سرشار ازتمنا بگوید :
ازآن من است نور تو
و نه از آن هیچ زن دیگر .
این جا ،
کنار بخاری دیواری ،
زمستان دیگر ،
و این منم ،
در کار تنیدن رؤیا ها و هراسیدن از آن ها ،
مبادا نگاه او به سخره گیرد
سر تاس و براق مرا ،
شانه های فرو افتاده و گام های سست ام را.
مبادا به هیچ گیرد عشقم را ،
و این جا ، کنار بخاری دیواری ،
رسوای عالمی کند من پیرمرد را .
تنها ،
بی عشقی ، بی رؤیایی یا زنی ،
و فردا خواهم مرد از سرمایِ درون ،
این جا ، کنار این بخاری دیواری.


بلند الحیدری


ترجمه ی فریده حسن زاده -مصطفوی

از کتاب باقی مانده ی وطنم- برگزیده ی شعر عراق معاصر
ناشر: مؤسسه ی ا نتشارات نگاه




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

دوشنبه 15 مهر‌ماه سال 1392

می خواهمت و نیستی-کارول آن دافی-دکلمه رضا پیربادیان


خانم کارول آن دافی در حال حاضر ملک الشعرای انگلیس است. گزیده ای از شعرهایش را با ترجمه ی فریده حسن زاده (مصطفوی)  نشر نگاه منتشر خواهد کرد.




می خواهمت و نیستی

پرسه زنان در این باغ

هوا را تازه می کنم با دم زدن در رنگ های یادت

رها از خاطره ی واژگانت.

 

حتی نامت ، شبحی ست پریده رنگ

که نفسی با من نمی پاید

اگر چه با هر نفس آن را تازه می کنم.

 

امشب تو را در رؤیاهایم باز می آفرینم

زنده تر از کلماتی که در دهانت می کارم

و پیش تر از تو شنیده بودم.

 

هر کجا باشی اکنون

تو را درون ِ خود احساس می کنم.

 

نگاهت خیره به من ،

سدی می کشد در برابر ِ نور ِ سرد ِ شامگاه

در لحظه ی نقوذ به ژرفای خاک.

 

تو را فرسنگ ها دورتر ، تنگ تر در آغوش می فشارم ،

جان می بخشم به عشق،

تا چیره شدن شدن ِ آواز ِ بوف ها

و بدل کردن ِ همه ی آرزوها و یقین ِ سرشارم به خاطرات.

 

ستارگان ِ آسمان از من و تو فیلم می گیرند

اما نه برای نشان دادن به کسی


شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان


یکشنبه 6 مرداد‌ماه سال 1392

به خاطر تو-خووانا د ایباربورو-ترجمه فریده حسن زاده -دکلمه رضا پیربادیان

عاشقانه ای از خووانا د ایباربورو
ترجمه ی فریده حسن زاده-مصطفوی
منبع: کتاب شعر زنان جهان – مؤسسه ی انتشارات نگاه




 علقه ی ناگسستنی :


به خاطر تو

روئیده ام.
بر بادم ده، اقاقیای من
سرشار از تمنای پرپر شدن در دستهای توست.


به خاطرتو

گل داده ام.
مرا بچین، غنچه ی سوسن من
فرومانده بود میان شکفتن و شمع شدن


به خاطر تو

جاری شده ام.
مرا بنوش، بلور
رشک می برد به زلال چشمه سار من.


به خاطر تو

بال درآورده ام. شکارم کن،
پروانه ی شبم پر می زند
برگرد شعله ی بی شکیب تو،


به خاطر تو رنج خواهم برد

متبرک باد زخم عشق تو!
متبرک باد تبر و تیشه، کمند و دام
و ستوده باد صلیب و عطش!


یارا!

در خون خود خواهم غلتید
کدام گل سینه ی زیبا،کدام گوهر گرانبها
زیباتر و گرانبهاتر از تیغِ خونچکان عشق تو؟

 


شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان