X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
سه‌شنبه 1 بهمن‌ماه سال 1392

از یاد مبر که ما انسان را رعایت کرده ایم-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان


آه،تو می‌دانی
می‌دانی که مرا
سر باز گفتن بسیاری حرف‌هاست
هنگامی که کودکان
در پس دیوار باغ
با سکه‌های فرسوده
بازی کهنه زندگی را
آماده می‌شوند
می‌دانی
تو می‌دانی
که مرا
سر بازگفتن کدامین سخن است
از کدامین درد.

-------------------
پیمانه ها به چهل رسید و آن برگشت.
افسانه های سرگردانیت
- ای قلب در به در! -
به پایان خویش نزدیک میشود.

بیهوده مرگ
به تهدید
چشم می دراند.
ما به حقیقت ساعت ها
شهادت نداده ایم
جز به گونه این رنجها
که از عشق های رنگین آدمیان
به نصیب برده ایم
چونان خاطره ئی هر یک
در میان نهاده
از نیش خنجری
با درختی.

با این همه از یاد مبر
که ما
- من وتو -
انسان را
رعایت کرده ایم.
------------
قلبم را در مجری ِ کهنه ئی
پنهان می کنم
در اتاقی که دریچه ئیش
نیست.
از مهتابی
به کوچه تاریک
خم می شوم
وبه جای همه نومیدان
میگریم.

آه
 من
حرام شده ام!

با این همه - ای قلب در به در!-
از یاد مبر
که ما
- من وتو -
عشق را رعایت کرده ایم،
از یاد مبر
که ما
- من و تو -
انسان را
رعایت کرده ایم،
خود اگر شاهکار خدابود
یا نبود




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: شاملو، شعر نو
شنبه 28 دی‌ماه سال 1392

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند-حافظ -دکلمه رضا پیربادیان

 دلا بـسـوز کـه سـوز تـو کـارهـا  بـکنـد      
    نـیاز نـیـم شبی دفع صد بلا  بکند

 عتـاب یـار پـری  چـهـره عـاشـقـانه بکش  
        کـه یک کرشمه تلافی صد جفا بکند

 ز مـلـک تـا مـلـکـوتـش حجاب بر دارند    
      هر آنـکه خدمت جام جهان نما بکند

  طـبـیـب عشـق مسـیحا مست و مشفق لیک   
        چـودرد در تو نبیند کـرا دو ا بکند

 تـو با خدا ی خود  انداز کار و دل خوش دار    
    کـه رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

  زبـخـت خـفته مـلولـم بـود کـه بیداری       
      بـه وقـت فاتحه صبح یک دعا بکند

 بـسوخـت حـافظ و بـویی به زلف یار نبرد     
          مـگر دلالـت این دولتش صبا بکند




دانلود با لینک مستقیم

برچسب‌ها: حافظ، غزل
یکشنبه 8 دی‌ماه سال 1392

دو شعر از شفیعی کدکنی-دکلمه رضا پیربادیان

ای شاخه ی شکوفه ی بادام
خوب آمدی
 سلام
لبخند می زنی ؟
 اما
 این باغ بی نجابت
با این شب ملول
زنهار از این نسیمک آرام
 وین گاه گه نوازش ایام
بیهوده خنده می زنی افسوس
بفشار در رکاب خموشی
پای درنگ را
 باور مکن که ابر
باور مکن که باد
 باور مکن که خنده ی خورشید بامداد
من می شناسم این همه نیرنگ و رنگ را
----------------
من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانه ای که با شب می رفت
این فال را برای دلم دید.

دیری است٬
مثل ستاره ها چمدانم را
از شوق ماهیان و تنهایی خودم
پر کرده ام٬ ولی
مهلت نمی دهند که مثل کبوتری
در شرم صبح پر بگشایم
با یک سبد ترانه و لبخد
خود را به کاروان برسانم.

اما٬
من عاقبت از اینجا خواهم رفت
پروانه ای که با شب می رفت٬

این فال را برای دلم دید.



دانلود با لینک مستقیم 







برچسب‌ها: شفیعی کدکنی، شعر نو
دوشنبه 2 دی‌ماه سال 1392

تو از یادم نمیروی-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان

برهنه به بستر بی‌کسی مُردن، تو از یادم نمی‌روی
خاموش به رساترین شیونِ آدمی، تو از یادم نمی‌روی
گریبانی برای دریدنِ این بغضِ بی‌قرار، تو از یادم نمی‌روی
سفری ساده از تمامِ دوستتْ دارمِ تنهایی،
تو از یادم نمی‌روی
سوزَنریزِ بی‌امانِ باران، بر پیچک و ارغوان،
تو از یادم نمی‌روی

تو ... تو با من چه کرده‌ای که از یادم نمی‌روی؟!





دانلود با لینک مستقیم




برچسب‌ها: سید علی صالحی، شعر نو