X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
سه‌شنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1395

باور نمی‌کند دل من مرگ خویش را -سیاوش کسرایی-دکلمه رضا پیربادیان

باور نمی‌کند دل من مرگ خویش را
نه نه من این یقین را باور نمی‌کنم
تا همدم من است نفس‌های زندگی
من با خیال مرگ دمی سر نمی‌کنم
آخر چگونه گل خس و خاشاک می شود ؟


آخر چگونه این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و خاک می‌شود ؟


در من چه وعده‌هاست
در من چه هجرهاست
در من چه دست‌ها به دعا مانده روز و شب
اینها چه می‌شود ؟


آخر چگونه این همه عشاق بی‌شمار
آواره از دیار
یک روز بی‌صدا
در کوره راه‌ها همه خاموش می‌شوند ؟


باور کنم که دخترکان سفید بخت
بی وصل و نامراد
بالای بامها و کنار دریچه ها
چشم انتظار یار سیه پوش می‌شوند ؟


باور نمی‌کنم که عشق نهان می‌شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی‌اش ز خاک
باور کنم که دل
روزی نمی‌تپد
نفرین بر این دروغ دروغ هراسناک


پل می‌کشد به ساحل آینده شعر من
تا رهروان سرخوشی از آن گذر کنند
پیغام من به بوسه لبها و دستها
پرواز می کند
باشد که عاشقان به چنین پیک آشتی
یک ره نظر کننند


در کاوش پیاپی لبها و دستهاست
کاین نقش آدمی
بر لوحه زمان
جاوید می‌شود


این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
سر می زند جایی و خورشید می‌شود


تا دوست داری ام
تا دوست دارمت
تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر
تا هست در زمانه یکی جان دوستدار
کی مرگ می‌تواند
نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟


بسیار گل که از کف من برده است باد
اما من غمین
گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را
باور نمی‌کنم


می ریزد عاقبت
یک روز برگ من
یک روز چشم من هم در خواب می شود
زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست
اما درون باغ

همواره عطر باور من در هوا پر است.




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: سیاوش کسرایی
سه‌شنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1395

از باغ می برند چراغانی ات کنند-فاضل نظری-دکلمه رضا پیربادیان

از باغ می برند چراغانی ات کنند


 تا کاج جشن های زمستانی ات کنند


پوشانده اند صبح تو را ” ابرهای تار“

تنها به این بهانه که بارانی ات کنند

یوسف به این رها شدن از چاه دل مبند

این بار می برند که زندانی ات کنند

ای گل گمان مکن به شب جشن می روی

شاید به خاک مرده ای ارزانی ات کنند

یک نقطه بیش بین رحیم و رجیم نیست

از نقطه ای بترس که شیطانی ات کنند

آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
 

گاهی بهانه ایست که قربانی ات کنند


شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان



برچسب‌ها: فاضل نظری
شنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1395

دلم گرفته برایت-حسین منزوی-دکلمه رضا پیربادیان

به سینه می زندم سر، دلی که کرده هوایت

دلــی کــــه کرده هـوای کرشمه‌های صدایت

نه یوسفم، نه سیاوش، به نفس کشتن و پرهیز

کـــه آورد دلــــــم ای دوست! تاب وسوسه‌هایت

تو را ز جرگــــه‌ی انبوه خاطرات قدیمی

برون کشیده‌ام و دل نهاده‌ام به صفایت

تو سخت و دیر به دست آمدی مرا و عجب نیست

نمی‌کنــــم اگـــر ای دوست، سهل و زود ، رهایت

گره بـــــه کار من افتاده است از غم غربت

کجاست چابکی دست‌های عقده‌گشایت؟

به کبر شعر مَبینم کــه تکیه داده به افلاک

به خاکساری دل بین که سر نهاده به پایت

"دلم گرفته برایت" زبان ساده‌ی عشق است

سلیس و ساده بگویم: دلــــــم گرفته برایت !




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: حسین منزوی
شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1395

بهشت جای حقیری ست-عباس معروفی-دکلمه رضا پیربادیان

مگر نمی‌گویند که هر آدمی
یک بار عاشق می‌شود؟
پس چرا هر صبح که چشم‌هات را باز می‌کنی
دل می‌بازم باز؟
چرا هر بار که از کنارم می‌گذری
نفست می کشم باز؟
چرا هربار که می‌خندی
در آغوشت در به در می شوم باز؟
چرا هر بار که تنت را کشف می‌کنم
تکه‌های لباسم بال درمی‌آورند باز؟
گل قشنگم
برای ستایش تو
بهشت جای حقیری ست
با همین دست‌های بی‌قرار
به خدا می رسانمت.



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: عباس معروفی
جمعه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1395

من شاعر نیستم-فاطمه محسن زاده-دکلمه رضا پیربادیان

هر شب

در آغوش پلک هایم هستی

و با حافظ

بغض می کنم

اگر به دست من افتد

فراق را بکشم

آرزوی قشنگی است

آخر نه خدا پیر است

و نه ما پیر

تازه به عشق هم بدهکاریم

به فال های حافظ

شماره ی غزلیّات سعدی

عاشقانه های شاملو

به جسارت فروغمان

قرن هاست با تمام خطوط تنت

و جغرافیای روحت

با یار آشنا

سخن آشنا گفته ام

و هنوز ادیسون به دنیا نیامده

تلفن اختراع نشده

عشقی مجازی نیست

و فراق سخت است

باور کن

وقتی پلک هایم خیس می شوند

و تو را در آواز پرندگانی که نمی شناسم

میان انبوه درختانی که نامشان را نمی دانم

اشک …

اشک …

حیف که شاعر نیستم

وگرنه ادامه می دادم

امّا می دانی ؟

چیزی توی سینه ام درد می کند

( صدای هق هق راوی می آید )

تمام سطرهایی را که ادامه داده ام

پاک می کنم

من شاعر نیستم

فقط دلم برایت تنگ شده است

و از دست تمام عاشقانه ها

کاری برنمی آید



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: فاطمه محسن زاده