X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
چهارشنبه 20 شهریور‌ماه سال 1392

تــو از اول سلام ات پاســـخ بدرود با خود داشت-محمد علی بهمنی-دکلمه رضا پیربادیان



تــو از اول سلام ات پاســـخ بدرود با خود داشت

اگرچه سحر صوتت جذبه «داوود» با خود داشت

بهشتت  سبـزتــــر از وعــده ی شداد بود امــا

-برایم برگ برگش دوزخ «نمرود» با خود داشت

ببخشایـــم  اگـــــر  بستم  دگــــر  پلک  تماشــــا را

که رقص شعله ات در پیچ و تابش دود با خود داشت

«سیاوش» وار بیــــرون آمدم از امتحــــان  گر چــــه

-دل «سودابه» سانت هرچه آتش بود با خود داشت

مرا با برکــــه ام بگذار دریا ارمغــــان تــــــو

بگو جوی حقیری آرزوی رود با خود داشت



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان



دوشنبه 18 شهریور‌ماه سال 1392

گره از گیسوان گشودی و شب تقدیر شاعران شرقی شد-حمید ادیب-دکلمه رضا پیربادیان

گره از گیسوان گشودی و شب ...
تقدیر شاعران شرقی شد ...
به هیچ قول و غزل ...
قلندران کاکل افشان نکردند و ...
خرقه نیفکندند ...
مگر به مصرعی از دهان تو ...
که نکته ی همیشه ی غزل است ...

بهار نام گلی بود بر غنچه ی لبت ...
که ماه فروردین فرود می آمد ، تا بشنود ...
تابستان ...
میوه ی رسیده ی اندامت ...
در سبد پیرهن نمی گنجید ...
پاییز ...
دوباره زیر تازیانه های استخوان شکن توفان ...
به شگفتی شکفتی ...
سرتاسر زمستان را در برف ...
با نعره های سبز سروستان قامت افراشتی ...

بالا بلند بانو ...
چهار فصل عاشقان ...
به وصف روی تو رفت ...
شعر شاعران ...

همه هجرانی تو شد



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: حمید ادیب، شعر نو
یکشنبه 17 شهریور‌ماه سال 1392

اگر عاشق کسی دیگر شوم-اُزدمیر آصف-دکلمه رضا پیربادیان


اثری از‫:‬ اُزدمیر آصاف, تر جمه سیامک تقی زاده



دیگر همانند گذشته دلتنگ‌ات نمی‌شوم!
حتی دیگر گاه به گاه گریه هم نمی‌کنم،
در تمام جملاتی که نام تو در آنها جاری‌ست،
چشمانم پُر نمی‌شود
تقویم روزهایِ نیامدنت را هم دور انداخته‌ام.
کمی خسته‌ام، کمی شکسته
کمی هم نبودنت، مَرا تیره کرده است.
اینکه چطور دوباره خوب خواهم شد را هنوز یاد نگرفته‌ام،
و اگر کسی حالم را بپرسد، تنها می‌گویم خوبم!
اما مضطربم
فراموش کردن تو علیرغم اینکه میلیون‌ها بار به حافظه‌ام سَر می‌زنم
و نمی‌توانم چهره‌ات را به خاطر بیاورم، من را می‌ترساند!
دیگر آمدنت را انتظار نمی‌کشم
حتی دیگر از خواسته‌ام برای آمدنت گذشته‌ام،
اینکه از حال و رُوزت باخبر باشم، دیگر برایم مهم نیست!
بعضی وقت‌ها به یادت می‌افتم
با خود می‌گویم: به من چه؟ درد من برای من کافی‌ست!
آیا به نبودنت عادت کرده‌ام؟
از خیالِ بودنت گذشته‌ام؟
مضطربم
اگر عاشق کسی دیگر شوم
باور کن آن روز، تا عمر دارم،
تو را نخواهم بخشید!



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

جمعه 15 شهریور‌ماه سال 1392

عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش- بهروز یاسمی-دکلمه رضا پیربادیان

ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم
چند وقتی است که تنها به تو می اندیشم
به تو آری،به تو یعنی به همان منظر دور
به همان سبز صمیمی به همان باغ بلور
به همان زل زدن از فاصله ی دور به هم
یعنی آن شیوه فهماندن منظور به هم
به تبسّم،به تکلّم،به دل آرایی تو
به خموشی، به شکیبا، به تماشایی تو
به نفسهای تو در سینه ی سنگین سکوت
به سخن های تو با لهجه ی شیرین سکوت
در من انگار کسی در پی انکار من است
یک نفر مثل خودم عاشق دیدار من است
یک نفر ساده چنان ساده که از سادگیش
میشود یک شبه پی برد به دلدادگیش
شبحی چند شب است آفت جانم شده است
اول نام کسی ورد زبانم شده است
آه ای صاف تر از آئینه یک لحظه بایست
راستی این شبح هر شبه تصویر تو نیست؟
اگر این حادثه هرشبه تصویر تو نیست
پس چرا رنگ تو با آئینه اینقدر یکی است
حتم دارم که تویی آن شبح آینه پوش
عاشقی جرم قشنگیست به انکار مکوش
آری آن سایه که شب، آفت جانم شده است
آن الفبا که همه ورد زبانم شده است
آن الفبای دبستانی دلخواه، تویی

عشق من آن شبح تار شبانگاه، تویی




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان


دانلود مستقیم

برچسب‌ها: غزل جدید، بهروز یاسمی
چهارشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1392

نگاه کن که غم درون دیده ام -فروغ فرخزاد-دکلمه رضا پیربادیان

نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم
اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من
پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی
ز عاجها ز ابرها بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره ه می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان به بیکران به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما
چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن

تو میدمی و آفتاب می شود




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: فروغ فرخزاد، شعر نو
شنبه 2 شهریور‌ماه سال 1392

شب هایی هست-نیکی فیروز کوهی-دکلمه رضا پیربادیان

شب‌هایی‌ هست که من و دیوارهای خاکستری
دلمان را به آمدن تو خوش می‌کنیم
شنیدی ؟؟
انتظار
صحبت از بی‌ نهایت است
شب‌هایی‌ هست که نبودنت
مرا به لمس تمام عکسهای تو نزدیکتر می‌کند
شب‌هایی‌ هست که بودنم را با نگاهم به سقف خانه میخ می‌کنم
شنیدی ؟؟
صحبت از ذره ذره نیست شدن است
شب‌ها یی هست که پرواز را زیر پوستم حس می‌کنم
شنیدی ؟؟
کندن
رفتن
صحبت از رها شدن است
شب هایی هست
مثل امشب
تاریک
سرد
شب هایی
مثل امشب
که کاش صبح نشود
میشنوم
صحبت از ختم این قائله است

صحبت از خس خس نفس‌های عشقی‌ که شاید به صبح نکشد




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان