دکلمه های رضا پیربادیان

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
دکلمه های رضا پیربادیان

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com

بانو، هزار مرتبه گفتم-محمدرضا عبدالملکیان-دکلمه رضا پیربادیان

بانو، هزار مرتبه گفتم بانو، بانو، بانو
بانو، هزار مرتبه گفتم
دریا ظهور می کند از چشم رو به رو

بانو، هزار مرتبه گفتم
از اولین ترانه باران
از اولین شکوفه لبخند
چشمی طلوع می کند از شرق آرزو

بانو، هزار مرتبه گفتم
گفتم تمام می شود این ابرهای سرد
گفتم تمام می شود این روز های تلخ
گفتم ، حصارها... بانو ، حصار این شب سنگین شکستنی است
بانو ، بهار می رسد از راه
بانو بخند تا که بخندد گل و گیاه
بانو بخند تا که بتابد نگاه ماه

گفتم، هزار مرتبه گفتم بانو مرا بمان بانو مرا بخند بانو مرا بگو

بانو هزار مرتبه گفتم
این تشنه پشت حادثه ی عشق مانده است
این تشنه هر چه گفته همان است
بانو این تشنه را دو جرعه بنوشان
این تشنه عشق را به تماشا کشانده است

بانو، بانوی لاجورد
مردی در این میانه اگر هست
حرف وحدیث چشم تو او را سروده است

مردی که مهر را از برق افتاب نگاهت ربوده است



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


اگر تو دوست منی-نزار قبانی-دکلمه رضا پیربادیان

اگر تو دوست منی
کمکم کن تا از تو هجرت کنم
اگر تو عشق منی
کمکم کن تا از تو شفا یابم

اگر می‌دانستم
که دوست داشتن خطرناک است... به تو دل نمی‌بستم
اگر می‌دانستم
که دریا عمیق است…
به دریا نمی‌‌زدم
اگر پایانم را می‌‌دانستم
هرگز شروع نمی‌‌کردم

دلتنگ توام پس به من یاد بده
که دلتنگ تو نباشم
به من یاد بده
چگونه برکَنم از بن، ریشه‌های عشق تو را
به من یاد بده
چگونه می‌‌میرد اشک در کاسه‌ی چشم
به من یاد بده چگونه دل می‌‌میرد
و شور و شوق خودکشی می‌کند

اگر تو پیامبری
از این جادو رهایی‌ام ده
از این کفر
دوست داشتن تو کفر است…
پاکیزه ‌ام گردان از این کفر

اگر توان آن را داری
از این دریا بیرونم بیاور
من شنا کردن نیاموخته ام
موج آبی چشمانت…

می‌کشاندم به سمت ژرفا





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


اى روز آفتابى -قیصر امین پور-دکلمه رضا پیربادیان

اى روز آفتابى
اى مثل چشم هاى خدا آبى
اى روز آمدن ...
اى مثل روز ، آمدنت روشن
این روزها که می گذرد ، هر روز...
در انتظار آمدنت هستم
اما
با من بگو که آیا

من نیز در روزگار آمدنت هستم؟





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه-پریناز جهانگیر-دکلمه رضا پیربادیان

گفته بودم بی تو میمیرم ولی اینبار نه
گفته بودی عاشقم هستی ولی انگار نه!
هر چه گویی دوستت دارم به جز تکرار نیست
خو نمی گیرم به این تکرار طوطی وار نه!
تا که پابندت شوم از خویش میرانی مرا
دوست دارم همدمت باشم ولی سربار نه
قصد رفتن کرده ای تا باز هم گویم بمان...
بار دیگر می کنم خواهش ولی اصرار نه
گه مرا پس میزنی گه باز پیشم میکشی

آنچه دستت داده ام نامش دل است افسار نه...!




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


در این شب ها-شفیعی کدکنی-دکلمه رضا پیربادیان

در این شب ها
که گل از برگ و برگ از باد و باد از ابر می ترسد
در این شب ها
که هر آیینه با تصویر بیگانه ست
و پنهان می کند هر چشمه ای
سِـر و سرودش را
چنین بیدار و دریاوار
تویی تنها که می خوانی
تویی تنها که می خوانی

رثای قتل عام و خون پامال تبار آن شهیدان را
تویی تنها که می فهمی

زبان و رمز آواز چگور ناامیدان را
بر آن شاخ بلند
ای نغمه ساز باغ بی برگی
بمان تا بشنوند از شور آوازت
درختانی که اینک در جوانه های خرد باغ
در خواب اند
بمان تا دشت های روشن آیینه ها
گل های جوباران
تمام نفرت و نفرین این ایام غارت را
از آواز تو دریابند
تو غمگین تر سرود حسرت و چاووش این ایام
تو بارانی ترین ابری
که می گرید
به باغ مزدک و زرتشت

تو عصیانی ترین خشمی که می جوشد
ز جام و ساغر خیام
درین شب ها
که گل از برگ و
برگ از باد و
ابر از خویش می ترسد
و پنهان می کند هر چشمه ای
سر و سرودش را
درین آفاق ظلمانی
چنین بیدار و دریاوار

تویی تنها که می خوانی



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمن-پویا جمشیدی-دکلمه رضا پیربادیان

با تواَم عشق قسم خورده ی پنهانی ِمن
با تواَم بی خبر از حال و پریشانی ِ من

با تواَم لعنتیِ خالی از احساس بفهم
بی قرارت شده ام شاعره ی خاص بفهم

لعنتی خسته ام از دوری و بی تاب شدن
پای دلگیرترین خاطره ها آب شدن

لعنتی خسته ام از حال بدم، زخم نزن
بی تو محکوم به حبس ابدم، زخم نزن

باورم کن که به چشمان تو معتاد منم
پادشاهی که به جنگ آمد و افتاد منم

قافیه باختم و شعر سرودم یعنی
به هر آن کس که تو را دید، حسودم یعنی...

نفسم بندِ تو و درد مرا می خواند

بعدِ تو حسرت دنیا به دلم می ماند...




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

تا چشم کار می‌کند-عباس صفاری-دکلمه رضا پیربادیان

تا چشم کار می‌کند
تو را نمی‌بینم...
از نشان‌هایی که داده‌اند
باید همین دور و برها باشی
زیر همین گوشه از آسمان
که می‌تواند فیروزه‌ای باشد
جایی در رنگ‌های خلوت این شهر
در عطر سنگین همین ماه
که شب بوها را گیج کرده است...
پشت یکی از همین پنجره‌ها
که مرا در خیابان‌های دربه‌در این شهر
تکثیر می‌کند!
تا به اینجا تمام نشانی‌ها
درست از آب درآمده است.
اما چرا تا چشم کار می کند

تو را نمی بینم؟!





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

از نامه های شاملو به آیدا-خوانش رضا پیربادیان

آیدای کوچولوی من!

آن قدر دوستت دارم که گاهی از وحشت به لرزه می افتم!

زندگی من دیگر چیزی به جز تو نیست. خود من هم دیگر چیزی به جز خود تو نیستم. چهره ات تمام زندگی مرا در آینه ی واقعیت منعکس می کند و این واقعیت آن قدر عظیم است که به افسانه می ماند!

تو را دوست دارم؛ و این دوست داشتن، حقیقتی است که مرا به زندگی دلبسته می کند.

همه ی شادی هایم در یک لبخند تو خلاصه می شود؛ و کافی است که تو قیافه ناشادی بگیری تا من همه ی شادی ها و خوش بختی های دنیا را در خطوط درهم فشرده ی آن، -چهره ای که خدا می داند چقدر دوستش می دارم- گم کنم!



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان