X
تبلیغات
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
دوشنبه 29 آذر‌ماه سال 1395

زیبا ترین تماشاست-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان

زیبا ترین تماشاست
وقتی
شبانه
بادها
از شش جهت به سوی تو می ایند،
و از شکوهمندی یاس انگیزش
پرواز ِشامگاهی ِدرناها را
پنداری
یکسر به سوی ماه است.

زنگار خورده باشد بی حاصل
هر چند
از دیر باز
آن چنگ تیز پاسخ ِ احساس
در قعر جان ِ تو، ـ
پرواز شامگاهی درناها
و باز گشت بادها
در گور خاطر تو
غباری
از سنگی می روبد،
چیزنهفته ئی ت می آموزد:
چیزی که ای بسا می دانسته ئی،
چیزی که
 بی گمان
به زمانهای دور دست

می دانسته ئی





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان




برچسب‌ها: شاملو
جمعه 26 آذر‌ماه سال 1395

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست-سعدی-دکلمه رضا پیربادیان

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست

طاقت بار فراق این همه ایامم نیست

خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد

سر مویی به غلط در همه اندامم نیست

میل آن دانه خالم نظری بیش نبود

چون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست

شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودن

بامدادت که نبینم طمع شامم نیست

چشم از آن روز که برکردم و رویت دیدم

به همین دیده سر دیدن اقوامم نیست

نازنینا مکن آن جور که کافر نکند

ور جهودی بکنم بهره در اسلامم نیست

گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف

من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست

نه به زرق آمده‌ام تا به ملامت بروم

بندگی لازم اگر عزت و اکرامم نیست

به خدا و به سراپای تو کز دوستیت

خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست

دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی

به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست

سعدیا نامتناسب حیوانی باشد


هر که گوید که دلم هست و دلارامم نیست






دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان





برچسب‌ها: سعدی
جمعه 26 آذر‌ماه سال 1395

باران را گو بی آهنگ ببار-شاملو-دکلمه رضا پیربادیان


تار های بی کوک و کمان باد ولنگار

باران را گو بی آهنگ ببار

غبارآلوده از جهان تصویری واژگونه در آبگینه ی بی قرار

باران را گو بی مقصود ببار

لبخند بی صدای صد هزار حباب در فرار

باران را گو به ریشخند ببار

چون تار ها کشیده و کمان کش باد آزموده تر شود

و نجوای بی کوک به ملال انجامد

باران را رها کن و خاک را بگذار تا با همه گلویش سبز بخواند

باران را اکنون گو بازیگوشانه ببار



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: شاملو
دوشنبه 22 آذر‌ماه سال 1395

این حنجره این باغ صدا را نفروشید-قیصر امین پور-دکلمه رضا پیربادیان

این حنجره این باغ صدا را نفروشید
این پنجره این خاطره‌ها را نفروشید

در شهر شما باری اگر عشق فروشی است
هم غیرت آبادی ما را نفروشید

تنها، به‌خدا، دلخوشی ما به دل ماست
صندوقچه ی راز خدا را نفروشید

سرمایه ی دل نیست به جز اشک و به جز آه
پس دست‌کم این آب و هوا را نفروشید

در دست خدا آینه ای جز دل ما نیست
آیینه شمایید شما را نفروشید

در پیله ی پروانه به جز کرم نلولد
پروانه ی پرواز رها را نفروشید

 یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم
این هروله ی سعی و صفا را نفروشید

 دور از نظر ماست اگر منزل این راه
این منظره ی دورنما را نفروشید




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

برچسب‌ها: قیصر امین پور
چهارشنبه 17 آذر‌ماه سال 1395

ای تکیه گاه و پناه-اخوان -دکلمه رضا پیربادیان


ای تکیه گاه و پناه

زیباترین لحظه های

پرعصمت و پر شکوه

تنهایی و خلوت من

ای شط شیرین پرشوکت من

ای با تو من گشته بسیار

درکوچه های بزرگ نجابت

ظاهر نه بن بست عابر فریبنده ی استجابت

در کوچه های سرور و غم راستینی  که مان بود

در کوچه باغ  گل ساکت نازهایت

در کوچه باغ گل سرخ شرمم

در کوچه های نوازش

در کوچه های چه شبهای بسیار

تا ساحل سیمگون سحرگاه رفتن

در کوچه های مه آلود بس گفت و گو ها

بی هیچ از لذت خواب گفتن

در  کوچه های نجیب  غزلها که  چشم تو می خواند

گهگاه اگر از سخن باز می ماند

افسون پاک منش پیش می راند

ای شط پر شوکت هر چه زیبایی پاک

ای شط زیبای پر شوکت من

ای رفته تا دوردستان

آنجا بگو تا کدامین ستاره ست

روشنترین همنشین شب غربت تو ؟

ای همنشین قدیم شب غربت من

ای تکیه گاه و پناه

غمگین ترین لحظه های کنون بی نگاهت تهی مانده از نور

در کوچه باغ گل تیره و تلخ اندوه

در کوچه های چه شبها که اکنون همه کور

آنجا بگو تا کدامین ستاره ست

که شب فروز تو خورشید پاره ست ؟



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: اخوان
سه‌شنبه 16 آذر‌ماه سال 1395

تو نیستی‌-نیکى فیروزکوهی-دکلمه رضا پیربادیان


از شقیقه‌ام خون می‌چکد
تیر خورده است
رویای روز‌های آرام
قلبی که میرفت  برای عشق بتپد
 آشیانِ غم آلودِ  حضوری شده رو به زوال
که بینِ هر دو ضربه
خودش را به مردن میزند

تو نیستی‌
تونیستی‌ و زندگی‌
در رگهای من میگردد
تا از پیکرِ من
دستی‌ بسازد
که از وحشتِ بیهودگی
برای آخرین بار می‌نویسد
برای آخرین بار
واژگانی
چنان سرد
به عشقِ چکاندن
در شقیقه ی یک دیوانه ی دنیا خراب
... و  ... تمام



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: نیکى فیروزکوهی
جمعه 5 آذر‌ماه سال 1395

دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت-شهریار-دکلمه رضا پیربادیان

دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت
جان مژده داده ام که چوجان در برارمت
تا شویمت از آن گل عارض غبار راه
ابری شدم ز شوق که اشگی ببارمت
عمری دلم به سینه فشردی در انتظار
تا درکشم به سینه و در بر فشارمت
این سان که دارمت چو لئیمان نهان ز خلق
ترسم بمیرم و به رقیبان گذارمت
داغ فراق بین که طربنامه وصال
ای لاله رخ به خون جگر می نگارمت
چند است نرخ بوسه به شهر شما که من
عمری است کز دو دیده گهر می شمارمت
دستی که در فراق تو میکوفتم به سر
باور نداشتم که به گردن درآرمت
ای غم که حق صحبت دیرینه داشتی
باری چو می روی به خدا می سپارمت

ازجویبارچشم ترم سایه وامگیر
تاچون مژه،نهال تفرج بکارمت

روزی که رفتی از بر بالین شهریار
گفتم که ناله ای کنم و بر سر آرمت



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: شهریار
چهارشنبه 3 آذر‌ماه سال 1395

نامه به همسرم-ناظم حکمت-مترجم احمد پوری-دکلمه رضا پیربادیان

یگانه‌ترینم
در نامه‌ات نوشته‌ای ‏
که سرم درد می‌کند
قلبم تیر می‌کشد
می‌گویی:‏
‏«اگر دارت بزنند
اگر تو را از دست دهم
می‌میرم»‏

تو نمی‌میری دلبندم
خاطره‌ام ‏
چون دودی سیاه در دست باد محو خواهدشد
حتماً نمی‌میری
بانوی گیسوحناییِ قلب من
عمرِ اندوه در قرن بیستم یک‌سال بیش نیست

مرگ
نعش آویخته از یک طناب
قلب من ‏
چنین مرگی را نمی‌پذیرد
اما
اما
اگر دستان عنکبوت‌وار و سیاه و پرموی کولی بیچاره‌ای ‏
طنابی را دور گردنم گره زند
بیهوده تلاش خواهندکرد
در چشمان آبیِ «ناظم»، ترس را ببینند

در سپیدۀ واپسین‌صبحِ زندگی‌ام
تو را و دوستانم را خواهم‌دید
و به‌سوی گورم خواهم‌رفت ‏
با حسرت هیچ‌چیز، مگر ترانۀ نیمه‌تمامی

همسرم ‏
مهربانم ‏
طلایی‌ام
زنبورعسلم
چرا سخن از اعدام می‌گویم؟
هنوز که محاکمه نشده‌ام
سر آدم را هم که چون خیاری نمی‌کَنند

این‌همه را فراموش کن
پول اگر داری ‏
برایم گرمکن بگیر
سیاتیکم بار دیگر بازگشته

زن یک زندانی ‏

همیشه به چیزهای خوب باید فکرکند





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: ناظم حکمت، شعر خارجی
دوشنبه 1 آذر‌ماه سال 1395

مرا هزار امید است و هر هزار تویی-سیمین بهبهانی-دکلمه رضا پیربادیان

مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی
 
بهارها که ز عمرم گذشت و بی‌تو گذشت
چه بود غیر خزان‌ها اگر بهار تویی

دلم ز هرچه به غیر از تو  بود خالی ماند
در این سرا تو بمان ای که ماندگار تویی

شهاب زودگذر لحظه‌های بوالهوسی است
ستاره‌ای که بخندد به شام تار تویی

جهانیان همه گر تشنگان خون من‌اند
چه باک زان‌همه دشمن چو دوست‌دار تویی

دلم صراحی لبریز آرزومندی‌ ست

مرا هزار امید است و هر هزار تویی





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: سیمین بهبهانی