X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
Untitled Document
X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
https://telegram.me/deklamehayepirbadian .کانال تلگرام

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
جمعه 10 مهر‌ماه سال 1394

لینک کانال دکلمه های رضا پیربادیان در تلگرام



لینک  کانال دکلمه های رضا پیربادیان در تلگرام .

روی لینک کلیک کنید با موبایل وارد کانال میشوید و دکلمه ها را میشنوید


https://telegram.me/deklamehayepirbadian

جمعه 5 آذر‌ماه سال 1395

دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت-شهریار-دکلمه رضا پیربادیان

دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت
جان مژده داده ام که چوجان در برارمت
تا شویمت از آن گل عارض غبار راه
ابری شدم ز شوق که اشگی ببارمت
عمری دلم به سینه فشردی در انتظار
تا درکشم به سینه و در بر فشارمت
این سان که دارمت چو لئیمان نهان ز خلق
ترسم بمیرم و به رقیبان گذارمت
داغ فراق بین که طربنامه وصال
ای لاله رخ به خون جگر می نگارمت
چند است نرخ بوسه به شهر شما که من
عمری است کز دو دیده گهر می شمارمت
دستی که در فراق تو میکوفتم به سر
باور نداشتم که به گردن درآرمت
ای غم که حق صحبت دیرینه داشتی
باری چو می روی به خدا می سپارمت

ازجویبارچشم ترم سایه وامگیر
تاچون مژه،نهال تفرج بکارمت

روزی که رفتی از بر بالین شهریار
گفتم که ناله ای کنم و بر سر آرمت



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: شهریار
چهارشنبه 3 آذر‌ماه سال 1395

نامه به همسرم-ناظم حکمت-مترجم احمد پوری-دکلمه رضا پیربادیان

یگانه‌ترینم
در نامه‌ات نوشته‌ای ‏
که سرم درد می‌کند
قلبم تیر می‌کشد
می‌گویی:‏
‏«اگر دارت بزنند
اگر تو را از دست دهم
می‌میرم»‏

تو نمی‌میری دلبندم
خاطره‌ام ‏
چون دودی سیاه در دست باد محو خواهدشد
حتماً نمی‌میری
بانوی گیسوحناییِ قلب من
عمرِ اندوه در قرن بیستم یک‌سال بیش نیست

مرگ
نعش آویخته از یک طناب
قلب من ‏
چنین مرگی را نمی‌پذیرد
اما
اما
اگر دستان عنکبوت‌وار و سیاه و پرموی کولی بیچاره‌ای ‏
طنابی را دور گردنم گره زند
بیهوده تلاش خواهندکرد
در چشمان آبیِ «ناظم»، ترس را ببینند

در سپیدۀ واپسین‌صبحِ زندگی‌ام
تو را و دوستانم را خواهم‌دید
و به‌سوی گورم خواهم‌رفت ‏
با حسرت هیچ‌چیز، مگر ترانۀ نیمه‌تمامی

همسرم ‏
مهربانم ‏
طلایی‌ام
زنبورعسلم
چرا سخن از اعدام می‌گویم؟
هنوز که محاکمه نشده‌ام
سر آدم را هم که چون خیاری نمی‌کَنند

این‌همه را فراموش کن
پول اگر داری ‏
برایم گرمکن بگیر
سیاتیکم بار دیگر بازگشته

زن یک زندانی ‏

همیشه به چیزهای خوب باید فکرکند





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: ناظم حکمت، شعر خارجی
دوشنبه 1 آذر‌ماه سال 1395

مرا هزار امید است و هر هزار تویی-سیمین بهبهانی-دکلمه رضا پیربادیان

مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی
 
بهارها که ز عمرم گذشت و بی‌تو گذشت
چه بود غیر خزان‌ها اگر بهار تویی

دلم ز هرچه به غیر از تو  بود خالی ماند
در این سرا تو بمان ای که ماندگار تویی

شهاب زودگذر لحظه‌های بوالهوسی است
ستاره‌ای که بخندد به شام تار تویی

جهانیان همه گر تشنگان خون من‌اند
چه باک زان‌همه دشمن چو دوست‌دار تویی

دلم صراحی لبریز آرزومندی‌ ست

مرا هزار امید است و هر هزار تویی





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: سیمین بهبهانی
شنبه 29 آبان‌ماه سال 1395

پیکر تراش پیرم و با تیشه خیال-نادر نادر پور-دکلمه رضا پیربادیان

پیکر تراش پیرم و با تیشه خیال
یک شب تو را ز مرمر شعر آفریده ام

تا در نگین چشم تو نقش هوس زنم
ناز هزار چشم سیه را خریده ام


بر قامتت که وسوسه شستشو در اوست
پاشیده ام شراب کف آلود ماه را

تا از گزند چشم بدت ایمنی دهم
دزدیده ام ز چشم حسودان، نگاه را


تا پیچ و تاب قد تو را دلنشین کنم
دست از سر نیاز به هر سو گشوده ام

از هر زنی، تراش تنی وام کرده ام
از هر قدی، کرشمه رقصی ربوده ام


اما تو چون بتی که به بت ساز ننگرد
در پیش پای خویش به خاکم فکنده ای

مست از می غروری و دور از غم منی
گویی دل از کسی که تو را ساخت، کنده ای


هشدار زانکه در پس این پرده نیاز
آن بت تراش بلهوس چشم بسته ام

یک شب که خشم عشق تو دیوانه ام کند

بینند سایه ها که ترا هم شکسته ام !






دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: نادر نادر پور
شنبه 22 آبان‌ماه سال 1395

تنها اگر دمی…-شاملو -دکلمه رضا پیربادیان


تنها
اگر دمی
کوتاه آیم از تکرارِ این پیشِ پا افتاده‌ترین سخن که «دوستت می‌دارم»

چون تندیسی بی‌ثبات بر پایه‌های ماسه
به خاک درمی‌غلتی
و پیش از آنکه لطمه‌ی درد درهم‌ات شکند
به سکوت
می‌پیوندی.

 

پس، از تو چه خواهد ماند
چون من بگذرم؟
تعویذِ ناگزیرِ تداومِ تو
تنها
تکرارِ «دوستت می‌دارم» است؟

 

با اینهمه
بغضم اگر بترکد… ــ
نه
پَرِّ کاهی حتا بر آب بنخواهد رفت
می‌دانم!



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

 

برچسب‌ها: شاملو
شنبه 15 آبان‌ماه سال 1395

چیزی بگو بگذار تا همصحبتت باشم-حسین منزوی-دکلمه رضا پیربادیان

چیزی بگو بگذار تا همصحبتت باشم

لختی حریف لحظه های غربتت باشم

ای سهمت از بار امانت هر چه سنگین تر

بگذار تا من هم شریک قسمتت باشم

تاب آوری تا آسمان روی دوشت را

من هم ستونی در کنار قامتت باشم

از گوشه ای راهی نشان من بده ، بگذر

تا رخنه ای در قلعه بند فترتت باشم

سنگی شوم در برکه ی آرام اندوهت

با شعله واری در خمود خلوتت باشم

زخم عمیق انزوایت دیر پاییده است

وقت است تا پایان فصل عزلتت باشم

صورتگر چشمان غمگین تو خواهم بود

بگذار همچون آینه در خدمتت باشم

در خوابی و هنگام را از دست خواهی داد

معشوق من ! بگذار زنگ ساعتت باشم




دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان



برچسب‌ها: حسین منزوی
شنبه 15 آبان‌ماه سال 1395

بخشی از هملت شکسپیر-دکلمه رضا پیربادیان


بخشی از پرده سوم صحنه یکم هملت اثر شکسپیر ترجمه م.ا.به آذین



بودن یا نبودن، حرف در همین است آیا بزرگواری آدمی بیشتر در آن است که زخم فلاخن و تیر بخت ستم‌پیشه را تاب آورد، یا آن که در برابر دریائی فتنه و آشوب سلاح بر گیرد و با ایستادگی خویش بدان همه پایان دهد؟ مردن، خفتن؛ نه‌بیش؛ و پنداری که ما با خواب به دردهای قلب و هزاران آسیب طبیعی که نصیب تن آدمی است پایان می‌دهیم؛ چنین فرجامی سخت خواستنی است. مردن، خفتن؛ خفتن، شاید هم خواب دیدن؛  آه، دشواری کار همین جاست. زیرا تصور آن که در این خواب مرگ، پس ازآن که از این هیاهوی کشنده فارغ شدیم، چه رویاهائی بسراغ‌مان توانند آمد میباید ما را در عزم خود سست کند. و همین موجب میشود که عمر مصایب تا بدین حددراز باشد. براستی، چه کسی به تازیانه‌ها و خواریهای زمانه و بیداد ستمگران و اهانت مردم خودبین و دلهرة عشق خوار داشته و دیرجنبی قانون و گستاخی دیوانیان و پاسخ ردی که شایستگان شکیبا از فرومایگان میشنوند تن میداد و حال آن که میتوانست خود را با خنجری برهنه آسوده سازد؟ چه کسی زیر چنین باری میرفت و عرق‌ریزان از زندگی توانفرسا ناله میکرد، مگر بدان‌رو که هراس چیزی پس از مرگ، این سرزمین ناشناخته که هیچ مسافری دوباره از مرز آن بازنیامده است،‌اراده را سرگشته میدارد و موجب میشود تا بدبختی‌هائی را که بدان دچاریم تحمل کنیم و بسوی دیگر بلاها که چیزی از چگونگی‌شان نمی‌دانیم نگریزیم. پس ادراک است که ما همه را بزدل میگرداند؛ بدین‌سان رنگ اصلی عزم از سایة نزار اندیشه که بر آن می‌افتد بیماگونه می‌نماید و کارهای بزرگ و خطیر به‌همین سبب از مسیر خود منحرف میگردد و حتی نام عمل را از دست می‌دهد. دیگر دم فروبندیم! اینک افلیای زیبا! ای پری‌ رو، در نیایش‌های خود گناهان من همه را به یاد آر.



بعلاوه دیالوگ های هملت و افیلیا
دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: شاعران خارجی
پنج‌شنبه 13 آبان‌ماه سال 1395

خانه ام ابریست-نیما یوشیج-دکلمه رضا پیربادیان

خانه ام ابری است
یکسره روی زمین ابری است با آن

از فراز گردنه ,خرد وخراب ومست
باد می پیچد

یکسره دنیا خراب از اوست

وحواس من

آی نی زن ,که تو را آوای نی برده است دور از ره,کجایی؟

خانه ام ابری است اما

ابر بارانش گرفته است

در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم

من به روی آفتابم

می برم در ساحت دریا نظاره

و همه دنیا خراب وخرد از باد است

و به ره ,نی زن که دایم می نوازد نی ,در این دنیای ابر اندود

راه خود را دارد اندر پیش



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: نیما یوشیج
چهارشنبه 5 آبان‌ماه سال 1395

" آی آدمها "..._نیما یوشیج-دکلمه رضا پیربادیان

آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
یکنفردر آب دارد می سپارد جان.
یک نفر دارد که دست و پای دائم‌ میزند
روی این دریای تند و تیره و سنگین که می‌دانید.
آن زمان که مست هستید از خیال دست یابیدن به دشمن،
آن زمان که پیش خود بیهوده پندارید
که گرفتستید دست ناتوانی را
تا توانایی بهتر را پدید آرید،
آن زمان که تنگ میبندید
برکمرهاتان کمربند،

در چه هنگامی بگویم من؟
یک نفر در آب دارد می‌کند بیهود جان قربان!


آی آدمها که بر ساحل بساط دلگشا دارید!
نان به سفره،جامه تان بر تن؛
یک نفر در آب می‌خواند شما را.
موج سنگین را به دست خسته می‌کوبد
باز می‌دارد دهان با چشم از وحشت دریده
سایه‌هاتان را ز راه دور دیده
آب را بلعیده درگود کبود و هر زمان بیتابش افزون
می‌کند زین آبها بیرون
گاه سر، گه پا.
آی آدمها!

او ز راه دور این کهنه جهان را باز می‌پاید،
می زند فریاد و امید کمک دارد
آی آدمها که روی ساحل آرام در کار تماشایید!
موج می‌کوبد به روی ساحل خاموش
پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده بس مدهوش
می رود نعره زنان، وین بانگ باز از دور می‌آید:
" آی آدمها "...

و صدای باد هر دم دلگزاتر؛

در صدای باد بانگ او رها تر،

از میان آبهای دور و نزدیک

باز در گوش این نداها،

آی آدمها!



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: نیما یوشیج
( تعداد کل: 440 )
   1       2       3       4       5       ...       44    صفحه بعدی