X
تبلیغات
جشنامه

دکلمه های رضا پیربادیان

سخنی با دوستان

بعد از سه سال از ایجاد این وبلاگ خوشحالم هنوز انگیزه و شوق  بروز کردن پست ها رو دارم ، و این از برای دلگرمی است که دوستان اهل ادب از طریق کامنت هاشون به من منتقل میکنند.

در این مدت تعدادی از دوستان برای من شعر ارسال کردند که لازم دونستم چند نکته رو عرض کنم:

نحوه انتخاب من برای خواندن یک شعر پیشنهادی اصلا ربطی به ضعف و قدرت تکنیکی یا نکته بینی های اهل ادبیات نداره( در این زمینه اصلا صاحب نظر نیستم).


انتخاب کاملا حسی هست .با شعری ارتباط برقرار میکنم خوشم میاد و میخونم .


به همین دلیل دوستانی که برای من شعر ارسال کردند و خونده نشده فرض را بر این قرار دهند که من توانایی ارتباط با شعر ارسالی رو نداشتم یا شاید صدای درونی اثر رو نشنیدم .




پخش آن لاین دکلمه

پخش آن لاین دکلمه رو به وبلاگ اضافه کردم که میتونید بدون نیاز به دانلود، دکلمه ها را بشنوید .فعلا چند تا از دکلمه ها رو انتخاب کردم برای پخش در این  سیستم ، حتما نظرتون رو در موردش بهم بگید ممنون



ضمنا لطفادر نظر سنجی وبلاگ هم شرکت کنید





صفحه من در فیس بوک این آدرس هست



ادرس ایمیل من : pirbadian@gmail.com



در نظر بازی ما بیخبران حیرانند-حافظ-دکلمه رضا پیربادیان

در نــظـــربـازی مــا بــیــخـــبـران حـیـرانـنـد

من چُنـیـنـم که نـمـودم،دگـر ایـشان دانـنـد

عاقـلان نـقـطـه ی پـرگـار وجـودنـد ، ولـــی

عشـق دانـد که در ایـن دایـره سـرگـردانـنـد

جـلوه گاه رخ او دیـده ی من تـنـها نـیـسـت

مـاه و خـورشیـد همیـن آیـنـه می گردانـنـد

عهـد ما با لـب شیـریـن دهنان بـست خـدا

مـا هـمـه بـنـده و ایـن قـوم خـداونــدانــنــد

مـفـلسـانـیـم و هـوای می و مطـرب داریـم

آه اگـر خرقـه ی پـشمین به گـرو نستـانـنـد

وصل خورشید به شب پـرّه ی اعمی نرسد

کـه در آن آیـنــه صـاحـب نـظــران حـیـرانـنـد

لاف عـشـق و گلـه از یـار ! زهـی لاف دروغ

عـشـقـبـازان چـنـیـن مـستـحـق هـجـرانـنـد

مـگـرم چـشـم سـیـاه تـو بـیـامـوزد کــــــــار

ورنه مستوری و مستی همه کس نتـوانـنـد

گـر بـه نـزهـتـگـه ارواح بـــــــرد بـوی تــو بـاد

عقل و جان گوهر هستی به نـثار افشانـنـد

زاهـد ار رنــدی حـافـظ نـکنـد فهم چه شد ؟

دیــو بـگـریـزد از آن قــوم کـه قـرآن خـوانـنـد

گـر شـونـد آگـه از انـدیـشه ی مـا مغبچگان

بعد از این خرقه ی صوفی به گرو نستانـنـد





دانلود

برچسب‌ها: حافظ، غزل

چرا برای دلم یک غزل نمی خوانی-شاعر ناشناس-دکلمه رضا پیربادیان


دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !
چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خوانی؟

غزل بخوان که بمیرد میان سینه من
غم سکوت خیابان ، غمی‌ که می‌دانی‌

و بغض پنجره بشکن، ببین چه کرده غمت
به این دو وادی‌ وحشت، دو چشم بارانی‌

بیا غزل به فدایت! درانتظار توام
بیا صفای‌ تبستان! تب زمستانی‌!

ببر مرا به نگاهی، ببر مرا گم کن
نشان نمانده برایم... خودت که می‌دانی‌

بیا که پر زند از دل به موج چشمانت
کلاغ شب زده یعنی‌ غم پریشانی‌

و باورت بکند بار دیگر این دل من
دل شکسته‌ی‌ ساده....مگر نمی دانی ؟!






دانلود

زان نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ-فروغ فرخزاد-دکلمه رضا پیربادیان

ز آن نامه ای که دادی و زان شکوه های تلخ
تا نیمه شب بیاد تو چشمم نخفته است
ای مایه امید من ای تکیه گاه دور
هرگز مرنج از آنچه به شعرم نهفته است
شاید نبوده قدرت آنم که در سکوت
احساس قلب کوچک خود را نهان کنم
بگذار تا ترانه من رازگو شود
بگذار آنچه را که نهفتم عیان کنم
تا بر گذشته مینگرم عشق خویش را
چون آفتاب گمشده می آورم به یاد
می نالم از دلی که به خون غرقه گشته است
این شعر غیر رنجش یارم به من چه داد
این درد را چگونه توانم نهان کنم
آندم که قلبم از تو بسختی رمیده است
این شعر ها که روح ترا رنج داده است
فریادهای یک دل محنت کشیده است
گفتم قفس ولی چه بگویم که پیش از این
آگاهی از دو رویی مردم مرا نبود
دردا که این جهان فریبای نقشباز
با جلوه و جلای خود آخر مرا ربود
اکنون منم که خسته ز دام فریب و مکر
بار دگر به کنج قفس رو نموده ام
بگشای در که در همه دوران عمر خویش
جز پشت میله های قفس خوش نبوده ام
پای مرا دوباره به زنجیرها ببند
تا فتنه و فریب ز جایم نیفکند
تا دست آهنین هوسهای رنگ رنگ

بندی دگر دوباره بپایم نیفکند





دانلود


برچسب‌ها: فروغ فرخزاد

تو فقط بداهه بخند-امیر ساقریچی-دکلمه رضا پیربادیان


تنها خاستگاه نفس های پراکنده ام
درد دوست داشتن توست
تو فقط بداهه بخند
من هر چه بیشتر درد بکشم
طولانی تر عمر میکنم
نگاه کن
امشب تنها برای تو زیبا شده ام

رویاهایم قافیه ندارند

اما با نوازش

قصیده ای میسازم

که از هر جای تنت

سراغ دست هایم را بگیری

راه را نشانت بدهند


همه ی عمر یکطرف

این چند دقیقه خلوت عاشقانه

با تو یکطرف

تنها به همین دم

که از عطر اعتماد آکنده است

فکر کن

من با دستهایم

همه ی راه های رفته را

باز میگردم






دانلود

نمی دانم تقصیر توست یا بی خیالی ستاره ها-علی حمیــدی-دکلمه رضا پیربادیان


نمی دانم تقصیر توست
یا بی خیالی ستاره ها
که ایــــــن قــــــــدر
از قطارهای بی بازگشت جا مانده ام!؟
آخر نمی دانی چند سال است
_درست بعد از آخرین پروانه ای که بر لبهایت رویید_
تمام ایستگاه های متروکه ی دنیا
در سرم بی رحمانه شیپور می زنند
می زنند
می زنند
هی شیپور می زنند
شاید هم یادت رفته باشد
چند آغوش
و چقدر بوسه
بدهکار شعرهای من هستی
اصلا هم که ندانی بعد از تو
چند هزار سال با سیگارهایم قدم زده ام
و چند سال نوری
بی تو هر شب
هر شب
هر شب
مرده ام
و صبح با شعرهایی نیمه تمام
سر از گیسوان تو در آورده ام
ولی این را بدان این آخرین باری ست
که می خواهم برایت بمیرم
**
بله !
چای بعد از ظهرت را که خوردی
کمی که با یاسهای باغچه قدم زدی
روبروی محو ترین خاطره ات بایست
آنگاه زمان روی آخرین پک سیگارم معلق خواهد ماند
***
راستی گیسو شلال!
فردا صبح که از خواب برخاستی
همان پیراهن بنفش گلدار که...
اصلا بی خیال
یادم نبود من چند سال است
که بی تو
مرده ام.

دانلود

مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم-حافظ-دکلمه رضا پیربادیان

مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم

تو را می‌بینم و میلم، زیادت می‌شود هر دم

به سامانم نمی‌پرسی، نمی‌دانم چه سر داری

به درمانم نمی‌کوشی، نمی‌دانی مگر دردم

 

نه راهست این که بگذاری مرا در خاک و بگریزی

گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم

ندارم دستت از دامن، بجز در خاک و آن دم هم

که بر خاکم روان گردی، به گیرد دامنت گردم

 

فرو رفت از غم عشقت دمم، دم می‌دهی تا کی

دمار از من برآوردی، نمی‌گویی برآوردم

شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم

رخت می‌دیدم و جامی هلالی باز می‌خوردم

 

 کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت

نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم 

تو خوش می‌باش با حافظ، برو گو خصم جان می‌ده

چو گرمی از تو می‌بینم، چه باک از خصم دم‌سردم





دانلود 

برچسب‌ها: حافظ، غزل

هرگز نخواستم که بگویم تو را چقدر..-نغمه مستشار نظامی-دکلمه رضا پیربادیان


هرگز نخواستم که بگویم تو را چقدر..

عاشق شدم!چه وقت!چگونه!چرا!چقدر!

هرگز نخواستم که بگویم نگاه تو ،

از ابتدای ساده این ماجرا چقدر-

من راشکست،ساخت،شکست و دوباره ساخت

من را چرا شکست،چرا ساخت یا چقدر!

هرگز نخواستم به تو عادت کنم ولی

عادت نبود،حسی از آن ابتدا چقدر-

مانند پیچکی که بپیچد به روح من-

ریشه دواند و سبز شد و ماند تا....چقدر-

تقدیر را به نفع تو تغییر می دهند

اینجا فرشته ها که بدانی خدا چقدر-

خوبست با تو،با همه بی وفاییت

قلبم گرفته است،نپرس از کجا،چقدر!

قلبم گرفته است سرم گیج می رود

هرگز نخواستم که بدانی تو را چقدر...







دانلود 

آنقدر پرم از تو که کم مانده ببارم-غلامرضا طریقی-دکلمه رضا پیربادیان

آنقدر پرم از تو که کم مانده ببارم

در متن نگاهت غزلی تازه بکارم

من بی تو دلم را چه کنم بی تو دلم را

اما نه در این سینه دلی بی تو ندارم

باشد برو آسوده خدا با تو عزیزم

باید که به این خاطره ها دل بسپارم

حالا همه شب حال و هوای شب مرگ است

حالا که غمت مانده به جای تو کنارم

ای کاش بیایی و ببینی به چه حالی

افتاده از آن کوچه ی بی ماه گذارم

شاید به تمنای تو یک شب بروم تا

آنجا که نباشد کسی از ایل و تبارم



می یابمت آری به دلم فال تو افتاد


هرچند کمی زود و؛ کمی دیر؛ بهارم







دانلود با لینک مستقیم

1 2 3 4 5 ... 41 >>