X
تبلیغات
مجتمع فنی
رایتل

دکلمه های رضا پیربادیان

Email: pirbadian@gmail.com
جمعه 10 مهر‌ماه سال 1394

لینک کانال دکلمه های رضا پیربادیان در تلگرام



لینک  کانال دکلمه های رضا پیربادیان در تلگرام .

روی لینک کلیک کنید با موبایل وارد کانال میشوید و دکلمه ها را میشنوید


https://telegram.me/deklamehayepirbadian

دوشنبه 4 مرداد‌ماه سال 1395

تمومِ حس تاریخو توی برقِ چشات داری-یغما گلرویی-دکلمه رضا پیربادیان

تمومِ حس تاریخو توی برقِ چشات داری
شبیهِ دخترک های رو قلیون های قاجاری
شکوهِ دوره ی مادی، غمِ تاراجِ تیموری!
چه قدر نزدیکِ نزدیکی، چه قدر از دیگرون دوری...
شبیه بوی بارون تو غروبِ تخته جمشیدی
یه خورشیدی که از مغرب به این ویرونه تابیدی
مرمت کن منو از نو! نذار خالی شم از رؤیا
نگاهم کن اگه حتا تمومه این سفر فردا...
هزار آتشکده توی نگاهت غرقِ آتیشن
یه عالم یشم و مروارید تو لبخندت یکی می شن
مثِ تابیدنِ مهتاب رو طاقِ طاق بستانی
پر از نقش و نگاری تو! شبیهِ فرشِ ایرانی
می شه جام جمو حتا تو دستای تو پیدا کرد
درِ هر معبدو می شه با یک لبخندِ تو وا کرد
مرمت کن منو از نو! نذار خالی شم از رؤیا

نگاهم کن اگه حتا تمومه این سفر فردا...





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


برچسب‌ها: یغما گلرویی
جمعه 1 مرداد‌ماه سال 1395

یک تابستان دیگر هم گذشت-ناشناس-دکلمه رضا پیربادیان

حواست هست...

یک تابستان دیگر هم گذشت و هیچ معجزه ای نشد،

حالا باید دوباره دل خوش کنیم به آمدن پاییز،

یک پاییز خوشرنگ که زرد و نارنجی نباشد،

به پاییزی که دلت نگیرد و غروبش غم نداشته باشد،

 توی کوچه و پس کوچه هایش بغض نباشد،

  مهر و آبان و آذرش تو را یاد هیچ خاطره خیسی نیاندازد،

 دل کندنش آسانتر از دل بستنش باشد،

یک پاییز دوست داشتنی که شاید مال من و تو باشد،

می مانیم به امید پاییزی که نه از فاصله خبری باشد،

نه از درد نه از زخم نه از جنگ نه از فقر...

به امید پاییزی که وقتی به آخر رسید،

 جوجه ای از جوجه هایمان کم نشده باشد .....!!!!





دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


سه‌شنبه 29 تیر‌ماه سال 1395

حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای؟-ابوسعید ابوالخیر-دکلمه رضا پیربادیان


حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای؟
گفت: یا آب است ، یا خاک است یا پروانه ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو،این عمر چیست؟
گفت یابرق است، یا باد است، یا افسانه ای!
گفتمش اینها که میبینی، چرا دل بسته اند؟
گفت یا خوابند، یا مستند، یا دیوانه ای!
گفتمش احوال جانم را پس از مردن ، بگو؟
گفت یا باغ است، یا نار است، یا ویرانه ای !


دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

دوشنبه 21 تیر‌ماه سال 1395

زن جوان، غزلی با ردیف " آمد " بود-حسین منزوی-دکلمه رضا پیربادیان

زن جوان، غزلی با ردیف " آمد " بود

که بر صحیفه ی تقدیر من مسود بود

زنی که مثل غزلهای عاشقانه ی من

به حسن مطلع و حسن طلب زبانزد بود

مرا زقید زمان و مکان رها می کرد

اگرچه خود به زمان و مکان مقید بود

به جلوه وجذبه درضیافت غزلم

میان آمده و رفتگان سرآمد بود

زنی که آمدنش مثل " آ " ی آمدنش

رهایی نفس از حبس های ممتد بود

به جمله دل من مسندالیه " آن زن "

..و "است" رابطه و"با شکوه"مسند بود

زن جوان نه همین فرصت جوانی من

که از جوانی من رخصت مجدد بود

میان جامه ی عریانی از تکلف خود

خلوص منتزع و خلسه ی مجرد بود

دو چشم داشت - دو سبز آبی بلاتکلیف

که بر دوراهی دریا، چمن مردد بود

به خنده گفت :ولی هیچ، خوب مطلق نیست

زنی که آمدنش خوب و رفتنش بد بود



دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان


جمعه 18 تیر‌ماه سال 1395

با چتر آبی ات به خیابان که آمدی-فرهاد صفریان-دکلمه رضا پیربادیان


با چتر آبی ات به خیابان که آمدی
حتماً بگو به ابر، به باران که آمدی

نم نم بیا به سمت قراری که در من است
از امتداد خیس درختان که آمدی

امروز روز خوب من و روز خوب توست
با خنده روئیت بنمایان که آمدی

فواره های یخ زده یک باره وا شدند
تا خورد بر مشام زمستان که آمدی

شب مانده بود و هیبتی از ناگهان تو
مانند ماه تا لب ایوان که آمدی

زیبایی رها شده در شعرهای من!
شعرم رسیده بود به پایان که آمدی

پیش از شما خلاصه بگویم ادامه ام
نه احتمال داشت نه امکان که آمدی

گنجشک ها ورود تو را جار می زنند
آه ای بهار گمشده... ای آن که آمدی...


دانلود دکلمه با صدای رضا پیربادیان

سه‌شنبه 15 تیر‌ماه سال 1395

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود-حسین منزوی-دکلمه رضا پیربادیان

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

و مـاه را زِ بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود

گل شکفته ! خداحافظ، اگرچه لحظــه دیـــدارت
شروع وسوسه‌ای در من، به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیـم آری، موازیــان به ناچاری
که هردو باورمان ز آغـاز، به یکدگــر نرسیدن بود

اگرچه هیچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا
بهار در گل شیپـوری، مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم، شرنگ ریخت به کام من
فریبکــار دغل‌پیشه، بهانه ‌اش نشنیـدن بود

چه سرنوشـت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم

تمام عمر قفس می‌بافت، ولی به فکر پریدن بود





شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان



جمعه 11 تیر‌ماه سال 1395

تو را زن می خواهم -نزار قبانی-دکلمه رضا پیربادیان

تو را زن می خواهم آن گونه که هستی
از کیمیای زن چیزی نمی دانم
از سرچشمه ی حلاوت او
از این که غزال ماده چگونه غزال شد
از این که پرندگان چگونه نغمه سرایی آموختند

تو را چون زنانی می خواهم
در تابلوی های جاودانه
چون دوشیزگان
نقش شده بر سقف کلیساها
که تن در مهتاب می شویند

تو را زنانه می خواهم
تا درختان سبز شوند
ابرهای پر باران به هم آیند
باران فرو ریزد

تو را زنانه می خواهم
زیرا تمدن زنانه است
شعر زنانه است
ساقه ی گندم
شیشه ی عطر
حتی پاریس زنانه است
و بیروت
با تمامی زخمهایش ، زنانه است

تو را سوگند
به آنان که می خواهند شعر بسرایند
زن باش
تو را سوگند
به آنان که می خواهند خدا را بشناسند
زن باش


شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

دانلود مستقیم

چهارشنبه 9 تیر‌ماه سال 1395

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی-سعدی-دکلمه رضا پیربادیان

خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی

تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیابی

بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی

دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم
نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی

تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم
که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی

چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان
تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشایی

سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی

من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت
برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی

تو که گفته‌ای تأمل نکنم جمال خوبان
بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی

در چشم بامدادان به بهشت برگشودن

نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی




شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

دانلود مستقیم

سه‌شنبه 8 تیر‌ماه سال 1395

جدال با فرشته-یاروس لاوسایفرت-ترجمه فریده حسن زاده-دکلمه رضا پیربادیان

در زندگی هر کس

لحظه ای فرا میرسد

که ناگاه همه چیز در برابر چشمانش تیره  و تار میشود

و دیوانه اش میکند حسرت نوازش چهره ای

که بروی او لبخند میزند

......



شنیدن دکلمه با صدای رضا پیربادیان

( تعداد کل: 389 )
   1       2       3       4       5       ...       39    صفحه بعدی